از یونس کَندی تا لواسان

از یونس کَندی تا لواسان
نوشته: حسین صداقت


از یونس کَندی تا لواسان
از یونس کَندی تا لواسان
از یونس کَندی تا لواسان

با نگاهی به ترکیب جمعیت ۲۰هزار نفری شهر لواسان درمی‌یابیم که علاوه بر شهروندان اغلب بومی این شهر، اقلیت‌های قومی دیگری هستند که از جای‌جای ایران اسلامی طی سال‌های گذشته در این شهر ساکن شده و لواسان را به عنوان محل زندگی و سکونت خود انتخاب کر‌ده‌اند. از میان این اقلیت‌های قومی، بی‌شک آذری‌های لواسان بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین آنان از لحاظ سابقه سکونت در این شهر هستند. آذری‌های لواسان عمدتاً در محله شورکاب ساکن بوده و بیشتر آنها اهالی یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی به نام «قئیش قورشاق» هستند. تعداد آنها ۱۶۱ خانوار با جمعیتی حدود ۴۲۰ نفر است. از زمان اسکان این گروه قومی از سال‌های گذشته در لواسان تا به امروز؛ پیوند عمیقی بین آنها و اهالی بومی شهر ایجاد شده است. نمود این همبستگی را می‌توان در مناسبات اجتماعی در سطح محلات (و به قولی در غم و شادی‌ها)، همچنین مناسبات خانوادگی ایجادشده مشاهده کرد. در این نوشتار سعی شده مختصری از خاستگاه آذری‌های لواسان و دلیل و چگونگی انتخاب این شهر از سوی آنها برای کار و سکونت سخن رود.
سال ۱۲۹۹ رضاخان با کودتایی بر سر کار آمد. همزمان استعمارگران در سیاست‌های استعماری خود برای رسیدن به اهداف چپاول‌گرایانه تجدیدنظر کردند و بر این اساس، اصلاحات زیرساختی زیادی در کشور انجام شد. تامین امنیت و توسعه ارتباطات از جمله اقدامات انجام‌شده در این سال‌هاست. در این دوران سرمایه‌گذاری‌های قابل ملاحظه‌ای در زمینه ساخت‌وساز و توسعه و مرمت جاده‌های شوسه، آسفالت و خاکی که با طول ۱۳هزار کیلومتر شهرهای عمده و کوچک‌تر را به یکدیگر متصل می‌کرد، صورت گرفت. احداث راه‌آهن جنوب به شمال در دستور کار قرار گرفت و زمینه گسترش ناوگان ریلی بین دیگر شهر‌ها نیز مهیا شد.
در منطقه آذربایجان نیز به دلیل واقع شدن آن در مسیر ارتباطی غرب به شرق کشور و ضرورت انتقال کالا و خدمات از کشورهای غربی از مسیر ترکیه به پایتخت و به تبع آن به دیگر مناطق، توسعه زیرساخت‌های ارتباطی مورد توجه قرار گرفت. در این راستا در دهه ۲۰ هجری شمسی تعریض و احداث جاده ترانزیت تهران- تبریز- بازرگان به طول ۸۹۰ کیلومتر و راه آهن تهران- تبریز شروع شد. جاده‌سازی در منطقه آذربایجان به دلیل کوهستانی بودن آن همواره با مشکلاتی همراه بوده است؛ بخصوص با توجه به تکنولوژی آن زمان که عمده کار‌ها توسط نیروی انسانی انجام می‌پذیرفته و مشقت کار بر دوش هزاران کارگر زحمتکشی بوده که شرکت‌های راهسازی از روستاهای مجاور محل احداث جاده‌ها به صورت فصلی استخدام می‌‌کردند. تعریض، تسطیح و حفر تونل در دل کوهستان‌ها کار بسیار دشواری بوده و یکی از دشوار‌ترین نقاط در احداث این راه، مسیر بین شهرستان میانه تا بستان‌آباد (کیلومتر ۴۷۰ تا ۵۸۱ جاده تهران – تبریز) بوده است. در این منطقه جاده و ریل آهن در امتداد رودخانه قزل‌اوزن با پیچ و خم‌های بسیاری در دل کوهستان امتداد پیدا می‌کند. تونل و پل‌های متعددی در این مسیر ساخته شده است. اینجا در واقع‌‌ همان جایی است که دهقان فداکار کتاب سوم دبستان در سال ۱۳۴۱ در یک شب سرد پاییزی توانست با فداکاری خود جان هزاران مسافر قطار تبریز- تهران را نجات دهد. خطرناک‌ترین جاده ایران، لقبی است که قبل از احداث اتوبان تهران- تبریز به دلیل عرض کم به این جاده داده بودند. حمل و نقل ترانزیت، تعداد زیاد تصادفات و تلفات جاده‌ای دلیل این نام‌گذاری بود.
۶
یکی از روستاهای واقع در این مسیر، روستای «قئیش‌قورشاق» است که اهالی آن در زمان احداث این جاده زحمات زیادی کشیدند. این روستا در کیلومتر ۱۰۰ جاده تبریز- تهران و با فاصله ۳ کیلومتری از جاده اصلی واقع شده و از لحاظ تقسیمات کشوری جزو دهستان عباسی از بخش «تیکمه‌داش» در شهرستان بستان‌آباد آذربایجان شرقی است.
قئیش‌قورشاق روستایی است سرسبز و زیبا با آب‌وهوایی سرد و کوهستانی. در خصوص وجه تسمیه آن، باید گفت در گذشته دور و قبل از اینکه پوشش مردمان محلی به پوشش غربی تغییر پیدا کند، مردان روستا در پوشش خود از نوعی کمربند چرمی و دستار پارچه‌ای زرین برای بستن کمرشان استفاده می‌کرده‌اند. قئیش به معنای کمربند چرمی است و قورشاق نام نوعی دستار پارچه‌ای زرین و از آنجا که مردان روستا از هر دو نوع کمربند برای بستن کمر خود استفاده می‌کردند، روستای فوق به نام روستای قئیش‌قورشاق نامیده شد. طبق آمار سال ۱۳۸۵ جمعیت روستا تعداد ۱۰۰ نفر گزارش شده است، اما امروز ۶۰ نفر در این روستا سکونت دائمی دارند. شغل اهالی روستا کشاورزی و دامداری است و از محصولات آن می‌توان به سیب، گردو، زردآلو، گندم، جو و نخود اشاره کرد. زبان اهالی روستا ترکی با لهجه آذربایجانی است. این روستا زادگاه مادری شاعر نامی ایران، استاد سیدمحمدحسین بهجت ملقب به «شهریار» است. استاد شهریار تا ۱۲سالگی در این روستا در مکتب به تحصیل علم و دانش پرداخت و بعد‌ها خاطرات شیرین کودکی استاد در این روستا بود که الهام‌بخش خلق شاهکار منظومه «حیدر بابایه سلام» استاد شد که تاکنون به ۹۰ درصد زبان‌های دنیا ترجمه شده است. حیدربابا نام کوهی است در جنوب روستا که گهواره خاطرات استاد بوده و شهریار آن را در شعر خود به عنوان کدخدای دائمی دهکده استخدام می‌کند که همیشه مسلط بوده و چون چشم تاریخ، شاهد وقایع و ضبط‌کننده اعمال مردم است و نیز می‌تواند ناله‌های شاعر را در آسمان‌ها منعکس کرده و به گوش همه آفاق برساند. (روستای قییش‌قورشاق و کوهستان حیدربابا –تصویر شماره۱)
زانسوی (قراچمن) دیاری است نزهتگه شاهدان آفاق
آن دامن کوه (شنگل‌آباد) وان جلگه سبز (قییش‌قورشاق)
هذیان دل (دیوان شهریار)
۷
اما چه شد که اهالی روستای قییش‌قورشاق سر از لواسان درآوردند؟
همان‌طور که گفته شد، اهالی این روستا در زمان احداث جاده و خط آهن مجاور روستا به عنوان کارگران فصلی در شرکت‌های راهسازی مشغول به کار بوده‌اند و در حرفه‌هایی چون پل‌سازی، سنگ‌تراشی و دیگر کارهای عمرانی به درجه استادکاری رسیدند و نسلی از روستاییان ایجاد شد که به دلیل داشتن تخصص، حرفه اصلی آنها دیگر کشاورزی و دامداری نبود و همزمان با اصلاحات ارضی در سال ۱۳۴۱ و با فروپاشی نظام تولیدی سنتی روستا، موج مهاجرت روستاییان شروع شد و به تبع آن اهالی روستای قییش‌قورشاق نیز به دیگر نقاط و شهر‌های ایران از جمله تبریز، تهران، بوشهر و… مهاجرت کردند و مشغول کار شدند. حتی عده‌ای از آنها با تاسیس شرکت‌های راهسازی و ساختمانی توانستند پروژه‌های موفقی در اقصی نقاط ایران اجرا کنند. ازجمله حرفه‌هایی که اهالی این روستا و همچنین دیگر اهالی روستاهای آذربایجان با آن به خوبی آشنا هستند، سنگ‌تراشی است که ما امروزه نمونه این هنر مشقت‌بار را در جداره اکثر تونل‌ها و پل‌های جاده‌های کشور می‌بینیم؛ به‌طوری که وقتی احداث تونلی در جاده چالوس به دلیل سختی کوهستان با مشکل روبرو شد، دولت برای ادامه کار از اهالی روستایی در جنوب تبریز به نام کندوان استفاده کرد و پس از اتمام تونل به پاس قدردانی از اهالی روستای فوق تونل به نام «تونل کندوان» نامگذاری شد.
مرحوم یونس انوری قییش‌قورشاق یکی از معماران ماهر و خوشنام، سال ۱۳۴۲ در دربند تجریش مشغول به کار بوده و کارفرمای ایشان آقای دکتر البرز، رئیس وقت جمعیت شیر و خورشید، در آن سال با خرید باغی در خیابان اتحاد در محله شورکاب از وی درخواست می‌کند کار دیوارکشی، محوطه‌سازی و احداث ساختمان را در آن به عهده بگیرد. آقای انوری در سال ۱۳۴۲ وارد لواسان شده و در محله شورکاب در منزل یکی از اهالی به نام رحمت‌الله یونس سینکی ساکن می‌شود.
در آن سال‌ها و پس از احداث سد لتیان و ایجاد شهرداری در شهر لواسان، شهر رو به توسعه داشته و عده‌ای از اهالی متمول تهران شروع به خرید باغات و زمین‌هایی کرده بودند و به تبع آن بازار کار مناسبی جهت ارائه خدمات ساختمانی ایجاد شده بود. بنابراین پروژه‌های متعددی به آقای انوری پیشنهاد می‌شود و ایشان پس از سال‌ها فعالیت در این شهر با دختر یکی از اهالی شورکاب ازدواج کرده و ساکن دائمی شهر لواسان می‌شود. آقای انوری در انجام کارهای خود از دیگر استادکاران فامیل و همشهری‌‌اش استفاده می‌کند و بدین ترتیب زمینه مهاجرت و سکونت دیگر اهالی روستای قییش‌قورشاق به لواسان فراهم می‌آید. در سال‌های بعد و همزمان با جنگ تحمیلی و جیره‌بندی کالا در طرحی به نام «ستاد بسیج اقتصادی»، آقای انوری با تاسیس فروشگاه بزرگی در شورکاب نقش بسزایی در ارائه کالا به شهروندان لواسانی به عهده می‌گیرد. این مهاجرت اگرچه در دید اول شاید با نگاه اقتصادی نگریسته شود، لیکن عواملی چون مهمان‌نوازی اهالی بومی شهر و آب‌وهوای خوب و مناسب (بسیار شبیه به آب‌وهوای روستای زادگاه) نیز بی‌تاثیر نبوده است. جالب است که نقل می‌شود در آن سال‌ها اگر کسی روستا را به قصد عزیمت به لواسان ترک می‌کرد و از او می‌پرسیدند به کجا می‌روی؟ می‌گفت به یونس‌کندی (روستای یونس) می‌روم و تا مدت‌ها عده‌ای از اهالی روستا به جای نام بردن از لواسان از واژه یونس‌کندی استفاده می‌کردند و لواسان به روستای یونس‌کندی معروف بوده است. «کند» واژه‌ای است ترکی به معنی روستا (بیشتر منظور روستای شورکاب بوده که در نگاه عام به کل لواسان اطلاق می‌شده) و منظور از یونس، مرحوم یونس انوری است. (مرحوم یونس انوری قییش‌قورشاق- تصویر بالا)
۸


جمعیت آذری‌های لواسان هم‌اینک ۴۲۰ نفر است و طی سال‌ها سکونت و فعالیت در این شهر، خدمات زیادی در زمینه امور عمرانی انجام داده‌اند و پیوندهای خانوادگی متعددی نیز بین آنها و اهالی بومی ایجاد شده است. همچنین این اقلیت قومی توانستند به خوبی مشارکت بالایی از خود در امور جاری شهر نشان دهند که نمونه آن را می‌توان مشارکت در ساخت مسجد سید‌الشهدای شورکاب و همچنین مشارکت‌های پی در پی در تعیین نمایندگان شورای شهر دانست. نمایندگی مردم شهر لواسان در دوره اول و دوم شورای شهر لواسان توسط آقای موسی کوپال، یکی از آذری‌های شهر لواسان گواه این مدعاست. در دوره عضویت نام‌برده در شورای شهر، خدمات زیادی؛ بخصوص در بخش فرهنگی و ورزشی توسط ایشان ارائه شد. (عزاداری هیات آذری‌های لواسان، محرم سال ۶۳ در محل فعلی پاساژ هدیش-تصویر شماره ۳)
باز باید اشاره کرد موفقیت‌های آذری‌های لواسان یا هر گروه قومی دیگر در این شهر، بی‌شک بدون مهمان‌نوازی اهالی بومی که نشان‌دهنده فرهنگ غنی آنان است، امکان‌پذیر نبوده است. با کمی قدم زدن در محلات این شهر با جوانانی روبرو می‌شویم که نمایانگر بافت چندفرهنگی شهر لواسان هستند. آراز، جوانی با پدر و مادر اصالتاً آذری خود را لواسانی می‌داند و عِرق و غیرت خاصی به این شهر دارد. امیرحسین اگر چه نام فامیلی‌اش حصارشورکابی است، اما ترکی را به خوبی متوجه می‌شود و تعلق خاطر خاصی به آذربایجان، زادگاه مادری‌اش دارد. این است جلوه‌ای از زیبایی‌های تنوع قومی و فرهنگی کشور ما ایران.
توسط: admin | در تاریخ: (5 آذر 1395, 13:21) 0
تاکنون نظری ارسال نشده است ! شما اولین نفر باشید !

می خوام یک نظر جدید ثبت کنم

vote-iconنظرسنجی
ایا با دریافت هزینه و ساخت پارک در ابتدای رودخانه موافقید

تبلیغات


مجموع آنلاین ها : 1
0   1   0
لواسان
 Был здесь в: 23:05:19', this, event, '180px');">crawl Bot