گفت‌وگوی منتشر نشده با آیت‌الله محمد لواسانی

گفت‌وگوی منتشر نشده با آیت‌الله محمد لواسانی

:مصدق نواب را به جرم نهی از منکر، 20 ماه به زندان انداخت!


خبرگزاری فارس: مصدق نواب را به جرم نهی از منکر، 20 ماه به زندان انداخت!
مرحوم آیت‌الله سید محمد لواسانی از یاران شهید نواب صفوی و در زمره تحصن کنندگان ایشان می‌گوید که حدود هفده روز در تحصن شهید نواب و در زندان بودند، مورد بازجویی فراوان و شکنجه قرار گرفتند و در نهایت هم محاکمه و به حبس محکوم شدند.
به گزارش خبرنگار تاریخ خبرگزاری فارس، 64 سال پیش در چنین روزهایی، فدائیان اسلام مأیوس از یافتن راهی برای آزادی رهبر خویش، در زندان قصر به تحصن نشستند.

این تحصن پس از هفده روز با دستور دکتر حسین فاطمی و دخالت ماموران،به گونه‌ای خشن سرکوب شد. مرحوم آیت‌الله سید محمد علی لواسانی از یاران شهید نواب صفوی و در زمره تحصن کنندگان بود که در گفت و شنود منتشر نشده پیش روی، به بیان خاطرات خویش از آن روزها پرداخته است.


*حضرت عالی به دلیل آشنایی نزدیک با شهید نواب صفوی، در جریان علل دستگیری و زندان 20 ماهه او در حکومت دکتر مصدق هستید. ماوقع از چه قرار بود؟

- شهید نواب صفوی دو سال قبل از این دستگیری، در ساری به یک مغازه شراب‌فروشی رفته و صاحب آن را نهی از منکر کرده بود. احتمالاً صاحب مغازه زیر بار نرفته و او را مسخره کرده و ایشان هم هجوم برده و شیشه‌های شراب را شکسته بود! به همین دلیل برای او پرونده غیابی درست کرده بودند.

دولت‌های قبل از دکتر مصدق جرئت نکردند او را به جرم مقابله با یک منکر آشکار دستگیر و زندانی کنند، ولی آقای مصدق‌السلطنه این کار را کرد و شهید نواب را به دو سال زندان محکوم کرد. دستگیری و زندانی شدن شهید نواب صفوی منجر به تحصن 51 تن از فداییان اسلام در زندان قصر شد.

*فقط به همین جرم زندانی شد؟

- خیر، در طول مدت زندان هم برایش پرونده‌های متعددی درست کردند. علت این بود که افرادی را در زندان شکنجه می‌دادند و می‌زدند یا غذا نمی‌دادند و ایشان تاب نمی‌آورد و سر و صدا یا اعتصاب می‌کرد و یا میز افسر نگهبان و در و پنجره‌ها را می‌شکست! هر بار که چنین کاری می‌کرد، پرونده جدیدی برایش تشکیل و بر دوره محکومیتش اضافه می‌شد. به همین دلیل هم زندان ایشان دو سال طول کشید.

*جنابعالی جزو متحصنین زندان قصر بودید که برای اعتراض به زندانی شدن شهید نواب صفوی اقدام به این کار کردید. شنیدن این ماجرا از زبان شما شنیدنی و مغتنم است.

- فداییان اسلام وقتی به هر دری زدند تا رهبر خود را آزاد کنند و موفق نشدند، سرانجام تصمیم گرفتند در زندان قصر تحصن کنند! انجام این کار بی‌سابقه بود و در هیچ جای دنیا هم سابقه نداشت که عده‌ای به طرفداری از رهبر خود، در زندان تحصن کنند!

روزی جلسه‌ای تشکیل می‌شود و شهید واحدی برای افرادی که به آن جلسه آمده بودند، توضیح می‌دهد: می‌خواهیم برای آزادی رهبرمان نواب صفوی دست به تحصن بزنیم و صدایمان را به مسئولین و دنیا برسانیم تا دیگر خود را به تجاهل نزنند و نگویند صدایتان را نشنیدیم!

اتفاقاً من با پسر عمویم مرحوم خوش‌نیت قصد داشتیم به این جلسه برسیم که متأسفانه دیر رسیدیم و مذاکرات و صحبت‌ها تمام شده و قرار گذاشته بودند که هر کسی که می‌خواهد در این تحصن شرکت کند، اول وقت بیاید و اگر دیر بیاید دیگر پذیرفته نیست! چون شهید واحدی لطف زیادی به من داشت، وقتی رسیدم کل مطلب را برایم تکرار کرد و مرا در جریان امر قرار داد. عده زیادی قبلاً برای این کار اعلام آمادگی کرده بودند و عده‌ای هم در همان جلسه اعلام آمادگی کردند.

وقتی جریان را به من گفتند، گفتم: باید فکر کنم و فوری نمی‌توانم جواب بدهم. گفتند: یا باید همین الان اعلام آمادگی کنی یا قبول نداریم! از اظهار عقیده خودداری کردم و با پسر عمویم از آنجا بیرون آمدیم و تا نیمه‌های شب صحبت و مشورت و جوانب قضیه را بررسی کردیم.

نهایتاً تصمیم گرفتیم یکی از ما دو نفر در این تحصن شرکت کند. پسر عمویم اصرار داشت او این کار را بکند. گفتم: «من طلبه هستم و مشکلاتم از تو کمتر است و قید و بندهای تو را هم ندارم، پس من شرکت می‌کنم». شب شنبه در خیابان ری، جلسه عمومی فداییان اسلام بود. رفتم و اعلام آمادگی کردم و در تحصن زندان قصر شرکت کردم.

* این تحصن چگونه شکل گرفت؟ زمینه‌های موفقیت این برنامه چه بود؟

- استثنائاً به مرحوم نواب اجازه داده شده بود که در زندان، با افراد دیدار حضوری داشته باشد، به این ترتیب که افراد اجازه داشتند داخل بند و اتاق ایشان بروند و با ایشان ملاقات کنند. آن روز برنامه‌ریزی کرده بودیم عده زیادی برای ملاقات بروند. قبلاً مثلاً پنج نفر داخل بند می‌رفتند و برمی‌گشتند. آن روز قرار شد ده نفر ده نفر برویم. هر بار دو نفر همان جا بمانند و هشت نفر برگردندند!

کسانی که از قبل برای تحصن اعلام آمادگی کرده بودند می‌ماندند و بقیه بیرون می‌آمدند. تا موقع اذان مغرب 51 نفر در بند ماندیم و گفتیم: از اینجا بیرون نمی‌رویم تا تکلیف رهبرمان معلوم شود و ببینیم بالاخره دولت برای ایشان چه برنامه‌ای دارد؟ ما در خدمت ایشان هستیم و هر سرنوشتی که برای ایشان رقم بخورد، ما در آن شریکیم!

این حادثه از هر نظر برای مردم، زندانبان‌ها، مسئولان زندان، مسئولین حکومتی و مردم دنیا عجیب و بی‌سابقه بود. همه می‌پرسیدند: افراد دیگر هر کاری می‌کنند، پول می‌دهند، پارتی می‌تراشند و هزاران نفر را واسطه می‌کنند که از زندان بیرون بیایند، اینها چه کسانی هستند که خودشان داوطلبانه به داخل زندان رفته‌اند و می‌گویند: ما را هم زندانی کنید؟ اصلاً حرف حساب اینها چیست.

* از افرادی که در تحصن شرکت داشتند، نام کسانی را به خاطر دارید؟

- بله،تا جایی که یادم هست سید محمدعلی میردامادی، اصغر علی حکیمی، مهدی عراقی، سید هاشم حسینی، شیخ محمود صادقی، علی احرار، حاج قاسم باقرنژاد، هاشم امانی، عباس بختیار چلویی، احمد شهاب بداغلو و... بودند.

* نتیجه تحصن چه شد؟

- رئیس زندان آدم بسیار خشنی بود به نام سرهنگ نظری که چشم‌های بانفوذی داشت! مرحوم نواب هم چشم‌های عجیبی داشت و وقتی به انسان زل می‌زد، آدم میخکوب می‌شد!

سرهنگ نظری آمد و ما و مرحوم نواب را تهدید کرد. شهید نواب با قدرت در برابر او ایستاد و گفت: به هیچ وجه از کسی نخواسته‌ام به اینجا بیاید، این برادران خودشان احساس کرده‌اند به این شکل می‌توانند صدایشان را به گوش مقامات برسانند و تا وقتی هم که اینجا باشند، از آنها حمایت می‌کنم و نمی‌گذارم کوچک‌ترین گزندی به آنان برسد! چنین نخواستم، ولی حالا که آمده‌اند مهمان من هستند و اجازه نخواهم داد احدی متعرض آنها شود.

* این تحصن چقدر طول کشید و این عده امور خود را چگونه اداره می‌کردند؟

- تحصن حدود شانزده-هفده شبانه‌روز طول کشید! ما عملاً زندان را در دست گرفته و برای تمام راه‌های نفوذی به داخل زندان، نگهبان گذاشته بودیم و کسی اجازه نداشت بدون اجازه ما به زندان داخل یا از آن خارج شود! مسئولین زندان تصور می‌کردند همان‌طور که خودمان به داخل زندان آمده و مانده بودیم، با خودمان مهمات و اسلحه هم آورده‌ایم، در حالی که ما قوت لایموت هم نداشتیم و تمام مدت با سیب‌زمینی و نان ناچیزی که برادران از بیرون از زندان برای ما می‌فرستادند سر می‌کردیم.

* در آن روزها، شهید نواب صفوی کجا بود؟

- در بند 3 شماره 2 زندان سیاسی. کمونیست‌ها و توده‌ای‌ها در بند 1 و 2 بودند. اینها همان کسانی بودند که عده‌ای‌شان نیمه شب از زندان فرار کرده و به شوروی رفته بودند! دو در بود که از بندهای آنها به هال باز می‌شد و موقع ملاقات، از آنها رفت و آمد می‌کردند. بیهوده به آنها اعتماد کردیم و برای این دو در نگهبان نگذاشتیم. از همین طریق بود که حدود 500 کماندوی مسلح وارد زندان شدند!

یکی دو ساعت از شب گذشته بود و تازه وقت ملاقات آنها تمام شده بود و درها را هنوز نبسته بودند که یکمرتبه کماندوها به داخل زندان حمله کردند! آنها باتوم‌های مخصوص و اسلحه داشتند، با این همه ما حدود سه ساعت و نیم در برابرشان مقاومت کردیم و توانستیم برخی از آنها را مجروح کنیم. البته خودمان هم حسابی صدمه دیدیم و عده‌ای به‌شدت مجروح شدند، از جمله احمد شهاب که او را طوری زده بودند که نتوانستم او را بشناسم تا وقتی که خودش گفت: احمد شهاب هستم! صورتش به‌شدت ورم کرده بود و واقعاً نمی‌شد او را تشخیص داد.

بعد یکی‌یکی ما را از زندان بیرون آوردند. در دو طرف پلیس ایستاده بود و هر کسی را که از اتاق بیرون می‌آمد، به‌شدت کتک می‌زدند. همه را در بیرون از زندان جمع کردند و عده‌ای را با مسلسل در اطراف آنها نگه داشتند. همگی فکر می‌کردیم الان است که تیربارانمان کنند! بعد ما را به زندان شماره 4 منتقل کردند. در واقع اولین زندانیان آنجا بودیم، چون تازه‌ساز بود و هیچ وسیله و تجهیزاتی نداشت. حتی رئیس هم نداشت و همان شب کسی را برایش تعیین کردند و آمدند و در آنجا مستقر کردند.

تقریباً دو هفته‌ای در آنجا بودیم و دائماً ما را می‌بردند و بازجویی می‌کردند و برمی‌گرداندند. بالاخره سیزده ـ چهارده نفر را که متوجه شدند رهبران این قضیه هستند نگه داشتند و بقیه را آزاد کردند.


* از کسانی که نگه داشتند یادی کنید؟ آنها چه کسانی بودند؟

- سید هاشم حسینی، آقای صادقی، آقای میردامادی که هنوز ملبس به لباس روحانیت نشده بود، حاج قاسم باقرنژاد، مهدی عراقی، علی حکیمی و خود بنده. در فاصله‌ای که در آنجا بودیم دائماً از دادگستری می‌آمدند که راه حلی پیدا کنند. مرحوم نواب در این قضیه هیچ دخالتی نکرد و می‌گفت: باید خودشان تصمیم بگیرند و کاملاً قادرند این کار را بکنند. ما هم حاضر نبودیم درباره مطلبی غیر از آزادی مرحوم نواب صحبت کنیم. بعد هم گفتند دکتر فاطمی قرار است از طرف دکتر مصدق بیاید و با ما صحبت کند که البته نیامد!

* چرا؟

- می‌ترسید بیاید و او را گروگان بگیریم! مسئولین رده بالا، مخصوصاً کسانی که به دکتر مصدق نزدیک بودند، از ترس اینکه گروگان گرفته نشوند، حاضر نشدند به زندان بیایند. فقط حاضر شدند بیرون از زندان با مرحوم واحدی صحبت و مسئله را با او حل کنند. افرادی را که به زندان می‌فرستادند، دون‌پایه بودند و ما هم حاضر نبودیم با آنها مذاکره کنیم.

حدود شش ماهی در زندان بودیم و بالاخره کار به دادگاه و دادگستری کشید. محاکمه ما حدود شانزده روز طول کشید و شش وکیل که اتفاقاً مخالف دکتر مصدق و وضعیت موجود بودند، رایگان از ما دفاع کردند. هر چند بالاخره هم همگی به چهار تا شش ماه زندان محکوم شدیم. بعضی از افرادی را هم که محاکمه کردند اصلاً جزو متحصنین نبودند، از جمله احمد واحدی که در دفاعیاتش گفت مرا به اعدام محکوم، اما برادرانم را آزاد کنید، او را محکوم و به زندان مرحوم نواب منتقل کردند.

تاریخ این تحصن زمستان سال 1330 و هوا به‌شدت سرد بود. بخاری‌ها با زغال‌سنگ کار می‌کردند. اگر زغال‌سنگ نمی‌رسید یا آنها عمداً نمی‌دادند، واقعاً سرما بیشتر از گرسنگی تلفات می‌گرفت.

*به نظر شما علت اصلی دستگیری مرحوم نواب چه بود؟

- جبهه ملی قول داده بود اگر فداییان اسلام همراهی کنند و آنها سر کار بیایند، احکام اسلام را اجرا خواهند کرد، ولی وقتی به قدرت رسیدند، زیر قولشان زدند. می‌گفتند شرایط برای اجرای احکام اسلام مناسب نیست. مرحوم نواب می‌گفت الان دستتان باز است و مجلس در اختیار شماست. قوانین‌اش را تصویب کنید و اگر اجرا نشد، دست کم قانونش را داشته باشیم که در شرایط مساعد اجرا کنیم. جبهه ملی نه تنها این کار را نکرد که به استناد شکایت یک مشروب‌فروش، ایشان را به زندان برد که منجر به این تحصن شد.
آیت‌الله سیدمحمد صادق لواسانی

آیت‌الله سیدمحمد صادق لواسانی


پيشينه‌ي خانوادگي آيت‌الله لواساني

خاندان آيت‌الله لواساني از علماء، فقها و بزرگان دين و معنويت اهل تهران ( روستای ناصر آباد لواسان ) بودند.
بررسي و تحليل «تبارشناسي» اين خاندان در حد بضاعت و توان، نويسنده‌ي اين مقاله نيست، مضافاً آن كه مجله «گزارش تاريخ» مسئوليت و جايگاه خاصي دارد كه بايد به زندگي سياسي و نقش عالمان مصلح در عرصه‌ي سياست بپردازد. خصوصاً علمايي كه در عصر پهلوي (1299 ـ 1357) در برابر استعمار، استبداد و استثمار ايستادند و از حريم و حرمت قرآن و اهل بيت (ع) دفاع نمودند و عزت و شوكت و موقعيت مسلمين و جامعه اسلامي را پاس مي‌داشتند. لذا در اين مقاله هدف ما صرفاً سيري در زندگي‌نامه سياسي عالم مجاهد، فقيه بارع و يار امام است كه يك سال و نيم پس از رحلت حضرت امام، در مهر 1369 به لقاي حق پيوست.
پيش از پرداختن به زندگي آيت‌الله صادق لواساني مختصري از زندگي پدر بزرگ‌وار ايشان آيت‌الله حاج سيدابوالقاسم لواساني در ادامه خواهد آمد.

حضرت آيت‌الله سيدابوالقاسم لواساني
حاج سيدابوالقاسم بن سيد محمدبن سيدابراهيم حسيني لواساني، از علماء ابرار تهران بود. وي در حدود 1276 قمري در تهران به دنيا آمد و در بيت علم و سيادت پرورش يافت و تحصيلات مقدمات و سطوح را از دانشمندان و علماء آن زمان آموخته و سپس به عتباب عاليات و نجف‌اشرف مهاجرت و از محضر آيات عظام حوزه علميه نجف چون حاج ميرزاحسين، حاج ميرزاخليل تهراني و آخوند ملامحمدكاظم خراساني و آقا سيدمحمدكاظم يزدي استفاده نموده تا به درجه اجتهاد نائل گرديد. ضمناًً دروس اخلاق و عرفان را نزد مرحوم «آخوند ملاحسينقلي همداني»، «حاج شيخ محمد بهاري» و «حاج سيداحمد تهراني كربلائي» گذرانده و در اين عرصه به مدارج عاليه اخلاقي ارتقا يافت. وي پس از كسب اين مدارج به كشور بازگشته و در شهر همدان مورد توجه و استقبال مردم آن سامان قرار گرفت و بنا به درخواست آنها در آن شهر رحل اقامت‌افكنده و به خدمات ديني از اقامه جماعت، تدريس و وظائف ديني مشغول گرديد. وي سرانجام در عصر جمعه بيست و هشت ماه رمضان‌سال 1363 قمري چشم از دنيا فروبسته و پس از تشييع و تجليل فراوان جسد وي به نجف‌اشرف انتقال داده شد. و در جوار حضرت اميرالمؤمنين علي عليه‌الصلوة والسلام مدفون گرديد. مرحوم سيدابوالقاسم لواساني داراي فرزندان برومندي بود كه اغلب آنها از علماء و دانشمندان برجسته‌ي معاصر هستند. فرزندان وي به ترتيب عبارتند از:
1ـ حاج سيداحمد لواساني كه در مسجد بالا سر قم مدفون مي‌باشند.
2ـ حاج سيدمحمد صادق لواساني متوفي ربيع‌الاول 1411 قمري مدفون در مسجد بالاسر قم.
3ـ حاج سيدعلي لواساني
4ـ حاج سيدزين‌العابدين لواساني
5ـ حاج سيدرضا لواساني
7ـ حاج سيديحيي لواساني
8ـ حاج سيدحسين لواساني
9ـ حاج سيدحسن لواساني
10ـ حاج سيدمحسن لواساني
«حاج سيدعبدالكريم لواساني» عموي مرحوم ابوالقاسم حسيني نيز از فضلاء و اعلامي بود كه حدود يكصد و ده سال زندگاني كرده و سرانجام در 1397 قمري درگذشت. و در جوار شيخ صدوق مدفون گرديد.1

آيت‌الله سيدمحمدصادق لواساني
آيت‌الله سيدمحمدصادق لواساني در سال 1285 ش در نجف‌اشرف در خانواده‌اي اهل علم به دنيا آمد و تحصيلات خود را طبق رسم معمول عصر حوزه آغاز كرد. وي پس از طي مقدمات براي ادامه‌ي زندگي به همراه خانواده به ايران عزيمت و سپس براي ادامه تحصيل به شهر اراك رفته و زير نظر «آيت‌الله شيخ عبدالكريم حائري يزدي» به كسب علوم ديني مشغول گرديد. آيت‌الله لواساني هنگامي كه آيت‌الله حائري براي تأسيس حوزه‌ي علميه از اراك عازم قم شد، همراه وي به اين شهر رفته و در مدرسه‌ي دارالشفا با امام خميني هم‌حجره گرديد.2
آغاز دوستي اين دو از حجره آغاز شد و تا پايان عمر آنها ادامه يافت. در سال 1316 ش در سفري همراه ايشان به تبريز رفت. آنها در اين سفر در منزل «آيت‌الله ميرزاعبدالله مجتهدي تبريزي» ـ از دوستان دوران تحصيلش ـ اقامت نمودند.
مدت اقامت آيت‌الله لواساني در حوزه‌ي علميه‌ي قم 25 سال ادامه يافت. وي علاوه بر تحصيل و تدريس، بخشي از وقت خود را به اداره‌ي امور حوزه‌ي علميه‌ي قم از جمله مدارس «فيضيه» و «دارالشفاء» اختصاص داد3 هنگام تدريس اخلاق و فلسفه توسط حضرت امام در مدرسه‌ي دارالشفاء، آقاي سيدمحمدصادق لواساني متصدي امور حجره‌هاي اين مدرسه بود، دوستي صميمانه‌ي وي با امام پس از عزيمت به تهران همچنان ادامه يافت.
در جريان مخالفت با تصويب لايحه‌ي انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي در سال 1341 كه سرآغاز نهضت عمومي علما و مراجع براي مقابله با اقدامات ضد اسلامي حكومت شد، آيت‌الله لواساني با امضاي اعلاميه‌هايي در كنار ساير علما و روحانيون تهران، مخالفت خود را با اين لايحه ابراز كرد. با تحريم عيد نوروز سال 1342 از سوي امام و مراجع تقليد، وي به همراه علماي تهران، اعلام عزا نموده و به همراه آنها اعلاميه‌ي آنها تحت عنوان «روحانيون امسال عزا دارند» در تاريخ 28 اسفند سال 1341 منتشر نمود.4
روز دوم فروردين 1342 مصادف با سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) كه مدرسه‌ي فيضيه‌ي مورد هجوم كماندوهاي ارتش قرار گرفت. وي در منزل امام حضور داشت5،6 و خبر اين حادثه را به اطلاع امام رساند.
صبح روز 15 خرداد 1342، جمعي از علماي تهران در منزل آقاي لواساني اجتماع كردند، تا درباره‌ي دستگيري حجت‌الاسلام فلسفي و ساير وعاظ و چگونگي اقدام جهت آزادي آنها بحث و گفتگو كنند. در همين زمان خبر دستگيري امام خميني به تهران رسيده و بلافاصله آيت‌الله لواساني براي اطلاع از كم و كيف قضيه عازم قم گرديد.
در نتيجه‌ي تلاش‌هاي صورت گرفته از سوي علما و مراجع تقليد ـ از جمله مهاجرت دسته‌جمعي به شهرري ـ حكومت ناچار از انتقال امام به منزلي در قيطريه شد. در اين مقطع آيت‌الله لواساني از افرادي معدود بود كه اجازه‌ي ملاقات با امام را داشت و مسائل بيرون را به اطلاع ايشان مي‌رساند. 7
در اين باره بايستي به فتواي امام در مورد صرف وجوهات شرعيه براي كمك به محرومان تبريز در زمستان سال 1342 اشاره كرد كه توسط آقاي لواساني انجام شد.8 در نتيجه‌ي فشار افكار عمومي، رژيم ناچار شد امام را در فروردين سال 1343 به قم منتقل و آزاد كند. به دنبال تصويب كاپيتولاسيون و مصونيت قضايي براي مستشاران آمريكايي، امام سخنراني شديدا‌للحني را در چهارم آبان همان سال ايراد كرد كه متعاقب آن به تركيه تبعيد گرديد. پس از تبعيد امام خميني به تركيه بر نقش و اهميت آيت‌الله لواساني به عنوان وكيل ايشان افزوده شد. در دوازدهم دي ماه 1343 امام با ارسال نامه‌اي از تركيه به حجت‌الاسلام نصرالله خلخالي، از دوست قديمي خود، جوياي احوال آقاي لواساني شدند. وي در خرداد ماه سال بعد (1344) برخي كتاب‌هاي مورد نياز امام را به تركيه ارسال نموده و امام در نامه‌اي به اين خاطر از وي تشكر نموده است.9
در سال 1344 قرار بود «آيت‌الله سيدمصطفي خميني» در مكه در مراسم حج، ديداري با وي داشته باشد كه از طرف ساواك وي را ممنوع‌الخروج كردند،10 در سال 1346 هم كه وي موفق به سفر حج شد، ساواك دستور مراقبت شديد از او را به مأموران خود داده بود.11 از جمله مأموريت‌هاي آيت‌الله لواساني در دوره‌ي تبعيد امام، فراهم آوردن مقدمات سفر همسر ايشان به عراق بوده است. 12
وي ضمن آنكه عهده‌دار وكالت شرعي امام‌خميني در تهران بود، در مسايل سياسي و اجتماعي هم در كنار علماي مبارز به موضع‌گيري‌هايي مي‌پرداخت. در جريان حمله‌ي اسرائيل به سرزمين فلسطين در خرداد سال 1346، وي نيز همگام با شماري از علماي ايران، اعلاميه‌اي در اعتراض به اين عمل، امضا و منتشر كرد.13
در چهاردهم شهريور 1347 مراسم يادبود قربانيان زلزله‌ي خراسان در مسجد ارك تهران از طرف علماي اعلام و جامعه‌ي روحانيت تهران و از جمله سيد محمدصادق لواساني برگزار شد. پس از رحلت آيت‌الله العظمي حكيم، آيت‌الله لواساني به‌عنوان نماينده‌ي تام‌الاختيار ايشان در تهران تعيين شد. در نامه‌هايي متعددي كه از امام به مرحوم احمد آقا و افراد ديگر موجود است، اشارات متعددي در مورد اطمينان ايشان به آقاي لواساني ديده مي‌شود.14 يكي از وظايف مهم آيت‌الله لواساني تأمين شهريه‌ي امام براي طلاب حوزه‌ي علميه‌ي قم بوده است،15 وي براي سر و سامان دادن به وضع شهريه‌ي طلاب، هر ماه به قم مي‌رفت. 16
وي در سال 1350 به عراق سفر كرد فعاليت‌هاي او از ديد ساواك مخفي نبود. و مسجد امير در خيابان اميرآباد كه محل اقامه‌ي نمازش بود، دايم كنترل مي‌شد. نكته‌ي جالب آنكه واعظ اين مسجد حجت‌الاسلام محمدتقي فلسفي بود.17،18
ساواك براي مختل كردن وضعيت شهريه‌ي امام در بهمن سال 1351 آيت‌الله لواساني را دستگير و در زندان كميته‌ي مشترك ضدخرابكاري زنداني كرد. 19 وي پس از مدتي به وساطت مراجع تقليد وقت، آزاد شد و پس از آزادي رويه‌ي سابق خود را همچنان ادامه داد تا اين كه بار ديگر در تير ماه 1353 دستگير و محكوم به سه سال تبعيد در هشتپر طالش گرديد. امام خميني20 پس از اطلاع از تبعيد وي، طي نامه‌اي «سيداحمد خميني» را مأمور به ديدار با آيت‌الله لواساني كرد. ساواك در سال 1355 نام وي را هم جزو روحانيون ممنوع‌الخروج از كشور درج كرد.
شهادت آيت‌الله مصطفي خميني در ‌آبان ماه سال 1356 سرآغاز مطرح شدن گسترده‌ي نام و ياد مبارزات سياسي امام خميني بود. به محض انتشار اين خبر، آقاي لواساني از تهران به قم آمده و همراه «آيت‌الله مرتضي پسنديده» مجلس ختمي را براي آن مرحوم در مسجد اعظم برگزار نمود.
در پي اهانت به امام در روزنامه‌ي اطلاعات در 19 دي ماه، طلاب در قم قيام كرده و در چهلم شهداي قم، مردم تبريز نيز دست به قيام گسترده‌اي زدند. تداوم اربعين‌ها شتاب اضمحلال نظام شاهنشاهي را بيشتر كرده و با شدت گرفتن حركت‌هاي ضد شاهنشاهي، بر فعاليت‌هاي آيت‌الله لواساني نيز افزوده شد.
وي از آغاز نهضت امام خميني همراه و هم‌قدم با ايشان بود. سرانجام در 12 بهمن سال 1357 امام خميني به وطن بازگشت؛ بازگشتي كه نويد‌بخش پيروزي انقلاب اسلامي بود. آقاي لواساني نيز به اتفاق تعداد ديگري از مبارزان مسلمان در سالن انتظار فرودگاه مهرآباد از ايشان استقبال كردند. پس از پيروزي انقلاب روابط اين دو دوست قديمي ادامه يافت و ديدارهاي هفتگي آنها نشانگر اين صميميت و استحكام دوستي بود. آيت‌الله لواساني با آنكه سوابق مبارزات درخشاني داشت، بعد از انقلاب هم با همان صورت زاهدانه به زندگي ادامه داده و سرانجام در مهر ماه سال 1369 در خانه‌ي محقر خود به رحمت الهي پيوست. و در حرم حضرت فاطمه معصومه (ع) در شهر قم آرميد.

آيت‌الله سيدصادق لواساني به روايت اسناد ساواك
ارتباط «سيدكاظم شريعتمداري» با دربار و همكاري پيشكار ايشان «شيخ غلامرضا زنجاني» در اسناد و منابع به صورت مكرر و متواتر آمده است. و تاكنون دهها سند در اين زمينه انتشار يافته است. اگرچه هنوز اصل پرونده «شيخ غلامرضا» و «سيدكاظم شريعتمداري» نشر نيافته. اما در پرونده ياران امام، گزارش‌هاي مكرري در اين زمينه داريم. و اين نشانگر آن است كه شريعتمداري از نظر فكري به دربار متصل بوده است براساس اسناد و خاطرات رجال انقلاب اسلامي، اين رابطه از اواسط دهه 1320 در تبريز طي ملاقاتي كه ميان محمدرضا پهلوي و شريعتمداري در تبريز صورت گرفت آغاز و تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشته است. پس از انقلاب نيز به شكل ديگري در قضاياي «حزب خلق مسلمان» خود را نشان داد امروزه پس از سي سال از پيروز‌ي انقلاب لازم است در تدوين «خط امام» و «خطوط انحرافي»، به اسناد و خاطرات ياران حضرت امام و رجال سياسي توجه بيشتري نشان داده شود.
در گزارش سند شماره 295، از كتاب امام خميني در آئينه اسناد آمده است:
شريعتمداري آقايان حاج باقر قمي و شهيدي، حاج علي‌اصغر خوئي و حاج سيد محمدصادق لواساني را به قم دعوت و به آن‌ها گفته است ما با اعليحضرت همايوني اختلافي نداريم و فقط با دولت اختلافي داريم كه ممكن است حل شود و شما نيز اين مطلب را در مجالس بگوييد و تقاضا نموده كه گفتار آن‌ها را ساواك مركز كنترل نمايد كه آيا مأموريت را انجام مي‌دهند يا خير؟
ساواك در گزارشي به صورت خلاصه پرونده امام خميني در سال 1342 مي‌نويسد:
يكي از مقلدان امام نشرياتي از كشورهاي خليج فارس به مدينه مي‌آورد كه در ايام حج پخش كند. مأموران اطلاعاتي امنيتي سعودي وي را تحت تعقيب قرار داده و با همكاري و ارائه گزارش به ساواك مي‌نويسند:
«در مدينه در باغ مرجانيه نزد سيدلواساني (سيدلواساني با آقاي خميني دوست مي‌باشد و در روز بازجويي نيز كتباً از ايشان تقاضايي داشته كه به پيوست پرونده مي‌باشد) منزل داشتند.»
پس از آزادي حضرت امام از زندان و محبوس شدن در منزل حاج آقاي روغني در قيطريه به تاريخ 15/5/42 ساواك گزارش مي‌دهد:
محترماً در ساعت 5/10 دقيقه شب 14/5/42 آقايان خميني آقا مصطفي، آقاي بروجردي، آقاي اشراقي، آقاي اعرابي [آقايان دكتر محمود بروجردي، آيت‌الله شهاب‌الدين اشراقي، حاج محمدحسن اعرابي دامادهاي حضرت امام مي‌باشند] آقاي لواساني [سيدمحمدصادق] وارد منزل آقاي روغني گرديدند و پس از چند دقيقه صحبت استراحت نمودند.

ممنوع‌المنبر كردن حجت‌الاسلام والمسلمين محمدتقي فلسفي
پس از سخنراني‌هاي افشاگر فلسفي وي ممنوع‌المنبر گرديد، به همين خاطر وعاظ و روحانيان، تلاش فراواني نمودند تا شايد اين حكم ضد اسلامي را رفع و جامعه را از بيانات و مواعظ ايشان برخوردار كنند. ساواك در ليستي از 43 شخصيت نام مي‌برد كه براي رفع ممنوعيت حجت‌الاسلام فلسفي تلاش كرده‌اند. در ميان آنها اسامي حضرات آيات و حجج‌اسلام:
«عباسعلي اسلامي، شيخ حسن كافي، شيخ احمد كافي، شهيد فضل‌الله محلاتي، شيخ حسن سعيد چهل‌ستوني، ابوالقاسم خزعلي، مصطفي مسجد جامعي، شيخ جعفر خندق‌آبادي، محمد امامي كاشاني، علي دواني، شهيد سيدعبدالكريم هاشمي‌نژاد، شهيد شيخ حسين غفاري، سيدقاسم شجاعي، سيدمحمدصادق لواساني... 21 » به چشم مي‌خورد.

اتهامات آيت‌الله لواساني در كميته مشترك ضدخرابكاري
ساواك براي ايجاد اختلال در وضعيت شهريه امام خميني (ره) در بهمن 1351 اقدام به دستگيري آيت‌الله لواساني نمود.
آيت‌الله لواساني در كميته مشترك ضدخرابكاري نسبت به آشنايي و دوستي خود با امام خميني اعتراف و يادآور مي‌شود در جمع‌آوري وجوهات شرعي نماينده‌ي ايشان مي‌باشد، وي اتهام كمك به سازمان مجاهدين خلق را تكذيب مي‌كند.
ساواك در تاريخ 16/11/51 به علت كهولت و بيماري با تبديل قرار وي را از زندان آزاد مي‌نمايد. زنداني شدن ايشان باعث محبوبيت زيادتر وي شد، به همين خاطر ساواك براي ترور شخصيت آيت‌الله لواساني دست به دو «حيله» مي‌زند. اول انتشار يك اعلاميه به نام «طلاب حوزه علميه قم» كه در آن آمده است: «تو از سهم امام به صيغه‌هاي متعدد خود پرداخته‌اي و «زن خود را از خانه دربدر كرده‌اي» نه «لياقت سيادت داري» و نه [لياقت] «نماينده بودن» چون تو با سوءاستفاده از سهم امام اين كار را كرده‌اي.... ادبيات اين اعلاميه نه به حوزه‌ها مي‌خورد و نه كلمات و عناوين آن معمول طلاب مي‌باشد.
حيله دوم ساواك «مونتاژ» عكسي از ايشان با زني ...!! جالب آن كه در گزارش ساواك آمده است: عكس‌هاي مورد نظر به همسر يادشده فوق نشان داده شد، ليكن كمترين اثري در وي نكرد و به قدري تحت‌تأثير لواساني قرار دارد كوچك‌ترين توجهي ننموده است. عليهذا به نظر مي‌رسد كه از طريق همسر مشاراليه هيچ‌گونه نفوذي امكان‌پذير نيست، ضمناً به منابع مربوط آموزش لازم داده شده تا هرگونه عكس‌العمل طرفداران وي را گزارش نماييد كه در آن موقع چگونگي به عرض خواهد رسيد.
«دستور فرماييد به نحو كاملاً غيرمحسوس و به نحوي كه دخالت ساواك در توزيع آن مشخص نشود نسبت به انتشار اعلاميه‌هاي مذكور در بازار تهران و مجامع و محافل مذهبي اقدام و نتيجه را با تعيين عكس‌العمل دريافت‌كنندگان اعلاميه و گفتگوهايي كه در اين زمينه بين متعصبين مذهبي صورت خواهد گرفت اعلام دارند.» در بيستم آذر رئيس ساواك اصفهان، «نقوي» گزارشي براي «ثابتي» مديركل اداره كل سوم ساواك در مورد وصول 150 برگ اعلاميه‌هاي مربوط به سيدمحمدصادق لواساني مي‌نويسد:
1ـ در مورد پخش آن به منابع اصفهان و نجف‌آباد دستورات لازم داده شده است كه هرگونه عكس‌العمل دريافت‌كنندگان متعاقباً اعلام خواهد گرديد.
2ـ همان‌طور كه قبلاً نيز توسط اين ساواك ياد‌آوري گرديده اغلب اعلاميه‌هايي كه به وسيله ساواك تهيه و دستور پخش آن بين طلاب و متعصبين مذهبي داده مي‌شود از كاغذ‌هاي نوع (اعلا) تهيه و حتي در پلي‌كپي يا دست‌نويسي دقت كافي شده است.
پس از دستگيري حاج محمدصادق لواساني عامل جمع‌آوري پول براي امام خميني از بازاريان تهران به آنان گفته شده كه كمك‌هاي خود را از طريق حواله تجاري براي «حاج شيخ نصرالله» از تجار نجف ارسال دارند. ساواك گزارش مي‌دهد كه احمد خميني ضمن انجام مكاتبه با پدرش در عراق سعي دارد با صلاح‌ديد مشاراليه نماينده مالي جديدي را در تهران انتخاب نمايد. در سند ساواك آمده است: «خواهشمند است دستور فرماييد ضمن توجيه منابع واجد شرايط به موقع از هويت فردي كه به اين سمت انتخاب مي‌گردد مطلع و نتيجه را به موقع به اين اداره كل اعلام نمايند.»
پس از آزادي از زندان آيت‌الله لواساني مجدداً وجوهات را براي حضرت امام جمع‌آوري و ارسال مي‌نمود. اين در حالي بود كه ساواك از وي تعهد گرفته بود، كه ديگر اين كار را انجام ندهد.
پس از گزارش رسيده، ثابتي پيشنهاد تبعيد ايشان را از تهران مي‌نمايد!
ضمناً ثابتي براي «ترور شخصيت» ايشان يادآور مي‌شود:
«400 برگ اعلاميه كه عليه نامبرده تهيه شده است به پيوست ايفاد مي‌گردد. و اغلب طلاب يا بازاريان با ديدن اين گونه كاغذ اعلاميه به اطرافيان خود يا منابع اظهار داشته‌اند كه اين كار دستگاه مي‌باشد.
علي‌رغم تمام توطئه‌ها و محدوديت‌ها آيت‌الله لواساني سفري به قم داشته و «شهريه» امام را پرداخت مي‌نمايند. در گزارشي از قم هم براي ساواك تهران آمده است، توزيع اعلاميه را از طرف دولت دانسته و برخي به بيوت مراجع تقليد نسبت مي‌دهند!
در يك مورد يكي از طلاب گفته است «من مي‌دانم آقاي لواساني فقط يك خانه در تهران دارد و آن هم ارث مادري وي است. و اين اعلاميه بر ضد آقاي خميني است. طلبه ديگري مي‌گويد: اعلاميه ضد لواساني يعني ضد آقاي خميني و لواساني در تهران نماينده آقاي خميني است.»

رونوشت گزارش خبر شماره 19311/20 ه‍‍ 9/6/53 منبع 7687
موضوع: اظهارات سيدمصطفي ميرباقري
نامبرده بالا در يكي از جلسات روضه‌خواني به طور خصوصي اظهار داشت. قبل از تبعيد كردن محمدصادق لواساني نماينده آيت‌الله خميني او را محاكمه كرده‌اند و او هم تمام مداركي را كه از مجتهدين دارد و به وي اجازه داده‌اند پول جمع‌آوري كند نشان داده و گفته است تنها از آيت‌الله خميني اجازه جمع‌آور ي پول ندارم ولي ساواك به او گفته است ما كاري به وكالت شما از ساير مراجع تقليد نداريم و شما حق نداري از طرف خميني پول جمع‌آوري كني ميرباقري افزود اجازه وكالت خميني را از لواساني گرفته و پار ه كرده‌اند. سپس افزود شيخ مولائي از طرف لواساني وجوهات را جمع‌آوري مي‌كند و به وسيله پسر لواساني جريان را به لواساني خبر مي‌دهد و از او كسب دستور مي‌كند و به مصارف مربوط مي‌رساند. آنگاه ميرباقري راجع به تبعيد آيت‌الله قمي صحبت كرد و گفت گاهي او را به مشهد و گاهي به قم تبعيد كرده‌اند و من چندين بار با ايشان ملاقات كرده‌ام و فعلاً چند روزي است مجلس روضه‌خواني برپا كرده و طبق اظهار قمي بازاريها و برخي روحانيون مخارج او را تأمين مي‌كنند.
نظريه شنبه: نظري ندارد.
نظريه يكشنبه: امكان صحت خبر وجود دارد ضمناً شيخ مولائي همان شيخ احمد مولائي است كه سابقه فعاليت در جهت فداييان اسلام دارد و هم‌اكنون سر دفتر اسناد رسمي در تهران است.
نظريه چهارشنبه: نظريه يكشنبه مورد تأييد است.

شايعه‌پراكني عليه آيت‌الله لواساني
در ميان مريدان آيت‌الله «سازگارا» از مداحان اهل بيت (ع) كه عموماً با موتوسيكلت به مجالس مي‌رفت، اخيراً ماشين پيكاني خريده است. شايعه نموده‌‌اند كه وي از مريدان لواساني و از طرفداران آقاي خميني است، و اين اتومبيل را هم لواساني به علت اين كه وي اشعاري در مدح آقاي خميني سروده به اين مداح داده است.
نظريه يكشنبه: سيدمحمدصادق لواساني فردي نيست كه به خاطر يك قطعه شعر يك دستگاه اتومبيل به يك نفر بدهد و به نظر مي‌رسد كه عده‌اي از روي حسادت چنين حرف‌هايي در غياب مداح فوق مي‌گويند.
اما آن‌چه براي ساواك مهم است، جمع‌آوري وجوهات و ارسال آن براي حضرت امام است، لذا در گزارش آمده است «جمع‌آوري وجوهات به نفع آقاي خميني»
«اخيراً زين‌العابدين نديمي مبلغي را كه از مريدان آقاي خميني اخذ كرده بود به سيدمحمدصادق لواساني داده تا براي آن‌هايي كه پول‌داده‌اند از آقاي خميني رسيد دريافت دارد» نكته مهم نظريه شنبه است كه نوشته است: «زين‌العابدين نديمي براي دريافت وجوهات به نفع آقاي خميني فعاليت مي‌كند.»
در خرداد 1353 ساواك گزارش مي‌دهد كه «سيدصادق لواساني از وعاظ ناراحت و اخلا‌ل‌گر مقيم تهران است كه تحريكات و اقداماتي در زمينه ضديت مردم با يكديگر به عمل آورده [!!] و هم‌چنين فعاليت‌هايي در جهت خلاف مصالح مملكتي و اخلال در نظم عمومي انجام داده و رويه نامطلوب و ناصواب خود را هم‌چنان دنبال مي‌نمايد و به نحوي كه وجود مشاراليه در منطقه تهران موجبات برهم خوردن نظم و آرامش عمومي را فراهم مي‌سازد با ارسال خلاصه‌اي از سوابق وي به پيوست خواهشمند است دستور فرماييد نسبت به تشكيل كميسيون امنيت اجتماعي و طرح موضوع و پيشينه ياد شده نسبت به طرد وي اقدام قانوني معمولي داشته و نتيجه را به اين سازمان اعلام نمايند.» نامه از سوي ارتشبد نصيري به وزارت كشور ارسال شده است.
كميسيون امنيت اجتماعي به منظور رسيدگي به پيشينه آيت‌الله لواساني روز 28/3/53 در فرمانداري تهران تشكيل مي‌شود. ساواك پيشنهاد مي‌كند تا وي را به سه سال اقامت اجباري در شهرستان طوالش استان گيلان محكوم و نتيجه را به اداره كل سوم ساواك اطلاع دهند.
ثابتي طي گزارشي به رياست ساواك تهران دستور مي‌دهد در كميسيون شركت كند در گردش‌كاري كه از پرونده آيت‌الله تهيه شد نيز اشاره به دستگيري سال 1351، بازداشت و گرفتن وجوه سهم امام (ع) آمده است. اما پرنيان‌فر رئيس ساواك تهران به ثابتي مي‌نويسد: «هيچ‌گونه مداركي در اين زمينه در دست نيست و مشاراليه اين كار را تحت پوشش‌هاي مختلف انجام مي‌دهد. ضمناً اعلاميه‌هاي مورد بحث در همان موقع به نحو غيرمحسوس توزيع شده متعصبين مذهبي با بي‌توجهي آن را مطالعه و عكس‌العمل مناسبي عليه لواساني از خود نشان نداده‌اند اما در مورد تبعيد ايشان اشاره به تشكيل كميسيون و محكوميت مراتب جهت استحضار به عرض مي‌رسد.»
فرماندار تهران، طي گزارشي جلسه را بيان مي‌كند و يك نسخه از صورت‌جلسه نيز بوسيله ساواك تهران براي رياست ساواك و پرويز ثابتي ارسال مي‌شود در گزارش آمده است: «در طوالش اعمال و رفتار و تماس‌هايش را بايد تحت مراقبت قرار داد و نتيجه را به اداره كل سوم اعلام نمايند، سرانجام ايشان دستگير و توسط شهرباني حكم اجرا مي‌شود اما گزارش ساواك از مسجد حاج سيدعزيزالله و بازار قابل توجه است. در گزارش دستگيري سيدصادق لواساني آمده است:
«دستگيري نامبرده در روز 7/4/53 در بين عده‌اي از روحانيون و افراد متعصب مذهبي و بازاريان تهران اثر نامطلوبي گذاشته اشخاص متفرقه براي اقامه نماز به مسجد حاج سيدعزيز‌اله آمده بودند در مورد دستگيري يادشده فوق بحث و گفتگو مي‌نمودند كه عده‌اي از روحانيون را دستگير و به روحانيت اهانت مي‌نمايند. اين‌ها بعثي‌هاي عراق را فاشيست مي‌نامند در صورتي كه خودشان يزيد زمان بوده و از فاشيست‌ها فاشيست‌تر مي‌باشند. باز هم فاشيست‌ها بهتر از اين‌ها بودند در حال حاضر چند نفر از روحانيون در زندان يا تبعيد بسر مي‌برند.» در نظريه سه‌شنبه آمده است: «سيدمحمدصادق لواساني از طرفداران سرسخت [امام] خميني و نماينده تام‌الاختيار وي در بازار تهران و از افراد مخالف دولت بوده كه به وعاظ و روحانيون طرفدار [امام] خميني كمك‌هاي مالي مي‌نموده است.» از ساواك گيلان گزارش مي‌رسد:
«سيدمحمدصادق لواساني به وسيلة مأمورين بدرقه به شهرباني هشتپر تحويل ابتدا در مسجد جامع هشتپر اقامت گزيد حاج سيدمحمود نوري‌زاده پيشنماز هشتپر قصد برگزاري نماز جماعت داشته كه از اين عمل جلوگيري و سپس با همكاري شهرباني در مورد تهيه مسكن ياد‌شده اقداماتي به عمل آمده. فرزندش محمدحسن لواساني در معيت محمد لواساني فرزند ديگرش و عيالش و شخصي به نام علي خوش‌نيت و همسرش و مهندس جواد لواساني به ديدن نامبرده آمدند كه پس از يك شب توقف جملگي جز محمدحسن لواساني كه در هشتپر توقف نمود به تهران مراجعت كردند.»
در تهران بازاريان و آيت‌الله شيخ حسن سعيد تهراني تلاش براي آزادي وي را ادامه دادند، در طوالش شهرباني منزلي را در نظر گرفته بود كه آيت‌الله لواساني نپذيرفت تا آن‌جا كه ثابتي مجبور شد به رياست ساواك گيلان بنويسد: «تغيير محل سكونت او بلامانع است.» در طوالش روحانيون وعاظ و مردم از وي تجليل و حتي از فومن براي ديدن ايشان مي‌روند آيات عظام «ضيابري»، «حسام»، «احسان‌بخش»، «عنايت» و... براي ديدار آيت‌الله لواساني راهي طوالش مي‌شوند. و روحانيون قم با ارسال نامه‌ها و در ديدارهاي حضوري از آيت‌الله شريعتمداري مي‌خواهند در جهت حل مشكلات لواساني تلاش كند.»
خبر دستگيري و مشكلات آيت‌الله لواساني در سراسر كشور منعكس شده و در آبادان «آيت‌الله حاج شيخ عبدالرسول قائمي» موضوع را در يك جلسه بيان مي‌كند، با فرارسيدن ماه مبارك رمضان فعاليت علما عليه رژيم شدت مي‌گيرد. «پرويز ثابتي» مديركل اداره سوم ساواك طي نامه‌اي به كليه ساواك‌ها و شهرباني و اداره چهارم عمليات و بررسي مي‌نويسد:
«به مناسبت فرارسيدن ماه مبارك رمضان سال 1394 امكان دارد، پاره‌اي از وعاظ و روحانيون افراطي مذهبي فرصتي پيدا كنند كه برخي از مسايل و موضوعات مذهبي را در قالب مطالب تحريك‌آميز و خلاف مصالح مملكتي در بالاي منبر عنوان نموده و تبليغات سوئي بنمايند، عليهذا با ارسال صورت اسامي وعاظ ممنوع‌المنبر و اشخاص كه با سپردن تعهد مجاز به استفاده از منبر مي‌باشند.
خواهشمند است دستور فرمائيد نسبت به جلوگيري از هرگونه فعاليت مضره وعاظ و روحانيون افراطي مذهبي، ضمن همكاري با سازمان‌هاي نظامي و انتظامي محل پيش‌بيني و مراقبت‌هاي لازم معمول و نتيجه را به اين اداره اعلام نمايند.»
باتوجه به گسترش شدت و فشار ساواك بر ملاقات‌كنندگان با آيت‌الله لواساني و محدوديت‌ها و حتي خطر دستگيري آنها همچنان بسياري با ايشان در ارتباط بودند. در بيست و پنجم مهر 1353 ساواك گيلان گزارش مي‌دهد: «روز 25/7/53 سيدمحمد آل احمد و چند نفر از معاشرين و هم‌فكران وي پس از خريدن مقداري برنج و روغن دسته‌جمعي به سوي قريه برغات حركت و در آن جا با پيشنماز مسجد قريه مزبور مذاكره نمودند. پيشنماز طلبه جواني به نام كاظم‌پور مي‌باشد ملاقات و نماز عيد فطر را اقامه كردند و آن‌گاه سيدمحمد آل‌احمد دفترچه‌هايي را در اختيار كاظم‌پور گذاشت. افراد مزبور متعاقباً به سوي رشت حركت و در شهرستان هشتپر به منزل سيدمحمدصادق لواساني رفته و با وي ملاقات و مذاكره نمودند و پس از مدتي توقف در خانه وي به خلخال رفتند و برنج و روغن‌ها را در اختيار منتظري گذاشتند و با وي مذاكره سپس به منزل شيخ علي‌اصغر مرواريد رفته و با روحاني مزبور مذاكراتي نموده و سپس به تهران مراجعت نمودند» از تهران هم عده‌اي از خيابان غياثي براي ملاقات با وي رفتند و خانواده لواساني هم به طوالش در رفت و آمد بودند.»
با آن كه ساواك نسبت به «سيدجعفر بهبهاني» حساسيتي نداشته است اما در جلسات روضه‌خواني منزل ايشان آمده است: «از جمله حضور عده‌اي از روحانيون و وعاظ و افراد متفرقه از جمله سيدعلي نقي تهراني امام جماعت مسجد كوچه ارامنه، سيدمحمد صادق لواساني، پيشكار خميني، آقاي شيرازي مدرس مدرسه عالي سپهسالار ـ خلخالي امام جماعت مسجد سرپل شميران تشكيل گرديد.
رهبر عمليات در نظريه خود مي‌نويسد: «در جلسات هفتگي روضه‌خواني منزل مرحوم بهبهاني كه از طرف سيدجعفر بهبهاني تشكيل مي‌گردد عده‌اي از روحانيون افراطي و ناراحت شركت مي‌كنند.»


صورت‌اسامي روحانيون و وعاظ درجه 1 و 2 تهران و شهرستانها
استان مركزي
الف ـ تهران:
رديف نام شهرت محل سكونت .
1ـ آيت‌الله سيداحمد خوانساري بازار عباس‌آباد. كوچه‌سراي مسعود
2ـ ˝ ˝ ˝ ˝ ميرزاخليل كمره‌اي خيابان زرين نعل
3ـ ˝ ˝ ˝ ˝ميرزااحمد آشتياني مدرسه مروي
4ـ ˝ ˝ ˝ ˝سيدابوالحسن رفيعي قزويني خيابان بوذرجمهري. كوچه پشت مسجد جامع
5ـ ˝ ˝ ˝ ˝محمدتقي آملي خيابان شاهپور. روبروي پارك‌شهر كوچه كلانتري ـ پلاك 38
6ـ ˝ ˝ ˝ ˝ميرزاعبداله سعيد تهراني بوذرجمهري. كوچه مسجد جامع. منزل شخصي
7ـ ˝ ˝ ˝ ˝سيدعلينقي تهراني نرسيده به ميدان اعدام. چهارراه سعادت منزل شخصي
8ـ ˝ ˝ ˝ ˝بهاءالدين نوري خيابان سيروس. كوچه صديق‌الدوله
9ـ ˝ ˝ ˝ ˝شيخ حسنعلي راشد شميران. خيابان پهلوي. كوچه كاظمي
10ـ ˝ ˝ ˝ ˝محمدتقي فلسفي واعظ خيابان ري. روبروي مسجد كاظميه
11ـ ˝ ˝ ˝سيدمحمدصادق لواساني كوچه ميرزا محمود وزير نرسيده به امامزاده يحيي انتهاي بازار عباس‌آباد
12ـ ˝ ˝ ˝ ˝محمود تولائي (حلبي) چهارراه حسن‌آباد. كوچه همت پلاك 74

كلانتري رستم‌آباد

* * * *

اشخاص مشروحه زيرين مي‌توانند با آقاي خميني ملاقات نمايند.
فرماندار نظامي تهران و حومه. سپهبد نصيري
1ـ آقاي سيدمحمدصادق لواساني
2ـ آقاي شهاب اشراقي
3ـ آقاي محمدحسن اعرابي
4ـ آقاي محمود بروجردي
5ـ آقاي رضا ثقفي
6ـ آقاي ميرزامحمد ثقفي
7ـ آقاي مصطفي مصطفوي
8ـ آقاي احمد مصطفوي
9ـ آقاي سيد مرتضي پسنديده
10ـ آقاي نورالدين هندي
11ـ آقاي مشهدي نادلي جوادزاده
12ـ آقاي عليمحمد نوكر
13ـ آقاي مشهدي رضا جعفري
14ـ آقاي شيخ محمدحسين بروجردي
15ـ آقاي پناهي
16ـ آقاي رضا پسنديده
17ـ آقاي محمد هندي
18ـ آقاي ميرزاحسن كمره‌اي
19ـ آقاي شيخ صادق خلخالي
20ـ آقاي شيخ حسن صانعي
... برگ صورت اسامي اشخاص كه اجازه دارند از آقاي خميني ملاقات نمايند به اينجانب سروان سيف‌الدين عصار سازمان امنيت رسيد.

آنكارا
بازگشت 942
وسايل و كتابها را از آقاي سيدمحمدصادق لواساني دريافت سلامتي آقاي خميني را به ايشان ابلاغ پس از مراجعت آقاي مارگو وسايل و كتابها را ايشان ملاحظه چگونگي را به مركز اعلام دارند تا ترتيب تحويل آنها به آقاي خميني ابلاغ شود. 1629 ـ 130 ـ 7/10/43 شائق
خوي تركيه
تلفنی به عرض تيمسار ماهوتيان رسيد. فرموده‌اند به اين مركز ... 7/10

از: آنكارا تاريخ: 7/10/43
به: تهران
تيمسار رياست ساواك
آقاي سيدمحمد صادق لواساني از طرف روحانيون مقيم نجف به استانبول آمده و به كنسولگري ايران مراجعه و تقاضاي ملاقات با خميني را نموده ضمناً اظهار داشته كه ايشان در بورسا هستند و آقاي خوانساري از تهران جهت ملاقات با ايشان به تركيه آمده‌اند اينجانب نيز هنگامي كه آقاي خميني در قم تحت‌نظر مقامات دولتي بودند از طرف دولت اجازه داشتم كه ايشان را ملاقات نمايم و چون كنسولگري اظهار بي‌اطلاعي مي‌كند نامبرده روز يكشنبه شش دي ماه به آنكارا عزيمت و امروز صبح جناب آقاي سفيركبير را ملاقات و آدرس خميني را در بورسا استفسار مي‌كند و اظهار مي‌دارد كه مقداري كتاب و لوازم شخصي جهت نامبرده آورده و در نظر دارم از سلامتي ايشان مطلع و به نجف مراجعت نمايم چون فردا صبح آنكارا را به قصد بغداد ترك مي‌كند جناب آقاي سفير اين جانب را احضار و كسب تكليف مي‌فرمايند مقرر فرماييد ظرف امروز جواب مقتضي صادر فرمايند كه به عرض آقاي سفير برساند.
نظريه: چنانچه به آقاي لواساني اطمينان داده شود كه آقاي خميني سلامت هستند و كتابها و وسايل جهت خميني فرستاده مي‌شود در بين روحانيون نجف‌اثرات خوبي خواهد داشت اوامر را ظرف امروز ابلاغ فرماييد. 942 ـ 28/12/64 وثوقي
فوري به عرض برسد
رياست اداره مخابرات تا تاريخ 9/10/43 موفق نشدند اين تلگراف را به عرض برسانند.
ساعت 1800 روز 9/10 به عرض تيمسار و رياست رسيد.

شماره: 15794/321 تاريخ: 9/10/43
مديريت كل اداره سوم
بدينوسيله رونوشت تلگراف واصله از آنكارا جهت استحضار به پيوست ايفاد مي‌گردد مراتب تلگراف مزبور به اطلاع تيمسار ماهوتيان و مديريت آن اداره كل رسيده و پاسخ لازم نيز در اين مورد به نمايندگي داده شده است.
مديركل اداره دوم ـ شائق

شماره: 31199/241 تاريخ: 13/10/43
موضوع: سيدمحمدصادق لواساني
آقاي سيدمحمدصادق لواساني در تركيه قصد ملاقات آيت‌الله خيني را داشته كه از ملاقات او جلوگيري شده است و نامبرده اين موضوع را براي دوستان خود تعريف نموده است.
گيرندگان: بخش تركيه ـ جهت اطلاع و ارائه سابقه به مقام مديريت كل

از: آنكارا تاريخ: 17/10/43
به: تهران
شماره عطفي: 1629
كتابهاي تقديمي آقاي سيدمحمدصادق لواساني عبارتند از:
مفاتيح‌الجنان و تاريخ تمدن اسلامي در پنج جلد به زبان عربي و مانعي براي تحويل آنان به آقاي خميني نيست. لوازم آورده شده نيز شامل چند دست لباس بود كه به علت عدم احتياج نامبرده از تحويل آن خودداري كرد. 943ـ 7/1/65
سري تركيه به اداره كل سوم 19/10

تاريخ: 10/1/44 شماره: 46028/321
مديريت كل اداره سوم
پيرو شماره 15838/232 ـ 19/10/43
در اسفند ماه دو طغري نامه كه از طرف فاميل آيت‌الله خميني نوشته شده بود توسط ساواك استان مركزي به اين اداره كل داده شده كه جهت نامبرده فرستاده شود نامه‌هاي مزبور به نمايندگي آنكارا ارسال گرديد كه به آقاي خميني از نامه‌ها درباره كتابهاي ارسالي آقاي لواساني مطالبي نوشته شده است (موضوع نامه فوق) و صلاح نيست بدون ارسال كتابها نامه به وي داده شود.
نمايندگي درخواست نموده در صورت موافقت كتابها به انضمام نامه‌ها به آيت‌الله داده شود.
خواهشمند است دستور فرماييد در اين مورد نظريه آن اداره كل را اعلام نمايند.
از طرف مديركل اداره دوم ـ شائق
گيرندگان: ساواك استان مركز جهت اطلاع

صورت اسامي نمايندگان مراجع تقليد

اسامي مراجع تقليد نشاني

حسن ميرزائي ميلاني سه راه گلوبندي مسجد كوچك
ميرزااحمد آشتياني شاهرودي گذرعلي خيابان خيام پاچنار
شيخ محمدتقي آملي شاهرودي چهارراه حسن‌آباد كوچه كلانتري
سيدصادق لواساني خميني بوذرجمهري نو امامزاده يحيي
سيداحمد ميرخاني خوئي حشمت‌الدوله مسجد ولي‌عصر
شيخ شريف شاهرودي شاهرودي خيابان پاچنار چهارراه اميريه گمرك مسجد سجاد
شيخ عبداله مهدوي شاهرودي خوئي خيابان مولوي ايستگاه ساعت مخبرالسلطنه. مسجد مشيرالسلطنه
حسن اثني عشري خميني مسجد نايب‌علي
مجد خميني. خوئي دماوند
شيخ اردكاني خميني تجريش
شيخ حسن كافي خميني تجريش
شيخ نصيري خميني تجريش
دكتر باهنر خميني تجريش
علي‌اصغر مرواريد خميني تجريش
نجم اعتمادزاده خميني تجريش
سيدعبدالرسول حجازي خميني تجريش
سيدعبدالرضا حجازي خميني تجريش
شيخ محمد امامي كاشاني خميني تجريش
دكتر محمد منافي ميلاني تجريش
محمدتقي فلسفي خوئي تجريش

جعفر خندق‌آبادي خوئي تجريش

نظريه شنبه: شنبه نظري ندارد
نظريه يكشنبه: يكشنبه نظري ندارد
نظريه چهارشنبه:
آیت الله لواسانی در خاطرات

حجت‌الاسلام والمسلمين سيدهادي خسروشاهي در خاطرات خود مي‌نويسند:
«دوستي صميمانه آيت‌الله لواساني با امام خميني (قدس سره) پس از انتقال ايشان به تهران و ادامه خدمت در سنگر محراب هم‌چنان ادامه يافت و علاقه و اعتماد امام نسبت به آيت‌الله لواساني كه مي‌توان گفت منحصر به فرد و استثنايي بود با آغاز مرجعيت و رهبري امام، به اوج خود رسيد و آيت‌اله لواساني وكيل تام‌الاختيار امام در مركز شد. و آيت‌الله لواساني علي‌رغم مشكلاتي كه اين امر داشت، آن را با كمال ميل پذيرفت و در واقع انجام بخشي از كارها را در غياب امام به عهده گرفت.
البته اهميت و حساسيت نيابت تام و تمام در دوران تبعيد و هجرت امام از ديد رژيم ستم‌شاهي پنهان نبود و به همين دليل فشارهاي گونه‌گوني را برايشان وارد مي‌كردند. ولي آيت‌اله لواساني هم‌چنان استوار در كنار امام ماند و به كار خود ادامه داد.
در همين رابطه بود كه در بهمن ماه سال 1351 دستگير و به زندان انفرادي كميته به شهرباني تهران انتقال يافت و مدت‌ها در آن‌جا به سر برد كه با وساطت مراجع عظام وقت از زندان آزاد شد.»
پس از آزادي و استمرار فعاليت در مسير اهداف الهي امام خميني (قدس سره) آيت‌الله لواساني براي بار دوم در تير 1353 دستگير و به مدت سه سال به هشتپر طالش تبعيد شد كه مدت دو سال و نيم آن را در همان جا سپري كرد و چند ماهي باقي مانده را به علت شدت بيماري ايشان و انتقال به تهران ناديده گرفتند!
آيت‌الله لواساني پس از مراجعت امام به ايران و پيروزي انقلاب اسلامي، پيوند ديرينه را استمرار بخشيده و ديدارهاي هفتگي ايشان با امام، نشانگر قداست و اصالت اين پيوند بود.
مرحوم آيت‌الله لواساني با برادر بزرگ من، مرحوم آيت‌الله حاج سيد احمد خسروشاهي هم دوستي ديرينه داشت. هر دو از شاگردان مبرز و شايسته مرحوم آيت‌الله حاح شيخ عبدالكريم حائري يزدي و مرحوم آيت‌الله سيد محمدتقي خوانساري بودند.
مرحوم اخوي، همواره از آقاي لواساني به‌عنوان عالمي وارسته و فقيهي پرهيز‌گار ياد مي‌كرد و از دوران اقامت در مدرسه «دارالشفا» در كنار حجره امام و ايشان، خاطره‌ها نقل مي‌كرد كه جاي نقل آن‌ها اين مختصر نيست.
اين آشنايي و سابقه سبب شد كه موقع دستگيري آيت‌الله خسروشاهي همراه شهيد آيت‌الله سيدمحمدعلي قاضي طباطبايي، حجت‌الاسلام آقاي سيدمهدي دروازه‌اي و حجت‌الاسلام جناب آقاي محمدحسين انزابي نماينده فعلي مجلس شوراي اسلامي و مرحوم حاج ميرزاحسن ناصرزاده واعظ و انتقال آنان به زندان قزل‌قلعه تهران و نزول برف سنگين و حدوث سرماي شديد و بي‌سابقه در تبريز، من به نزد آيت‌الله لواساني بروم و از ايشان بخواهم در مورد كمك بر مردم مستمند تبريز همكاري كنند و توضيح دادم كه چون اخوي من و آقاي قاضي و علماي ديگر دستگير و زنداني شده‌اند و اغلب وعاظ ديگر هم در تبريز زنداني هستند، بي‌مناسبت نيست كه اجازه‌اي از «حاج‌آقا» براي هزينه سهم امام در اين رابطه بگيرند.
در آن ايام امام خميني در «قيطريه» به سر مي‌بردند و اجازه ملاقات به كسي داده نمي‌شد. ظاهر‌اً آيت‌الله لواساني حق ملاقات داشت.
مرحوم آيت‌الله لواساني به من گفتند:
شما چيزي بنويسيد. من همراه خودم مي‌برم و جواب را براي شما مي‌آورم.
فرصت را غنيمت شمرده و در منزل ايشان، دو نامه براي امام نوشتم. يكي با امضاي مستعار: «آذربايجاني‌هاي مركز» درباره ضرورت كمك به مستمندان تبريز، به علت سرماي شديد و ديگر با امضاي خودم به عنوان عرض ادب و اعلام مسرت از سلامتي ايشان و اهداء كتاب كوچكي كه به نام «دو مذهب» تازه منتشر ساخته بودم...»
چند روز بعد به ديدار آيت‌الله لواساني رفتم، نامه‌اي كوتاه از حضرت امام داشتند كه در آن نوشته بودند:
كتاب شما را دوبار خواندم و براي شما دعا كردم. از خداوند براي شما توفيق خدمت بيشتر به اسلام و مسلمين را خواستارم»
همراه نامه، هديه‌اي هم فرستادند كه نشان‌دهنده توجه و لطف خاص امام بود... نامه را به همه دوستان آن روز «مكتب‌اسلام» نشان دادم و اكنون در بين اوراق و اسنادم هر چه گشتم پيدا نشد.
ان‌شاءالله باشد براي چاپ در مقدمه كتاب «دو مذهب» كه امام آن را دوبار خوانده‌اند.
ولي پاسخ نامه اول را كه توسط اين جانب همراه پاسخ مراجع ديگر وقت در تبريز چاپ شد.

پي‌نوشت‌ها:
_________________________
1ـ رجوع شود به دانشمندان اسلامي، مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمين شيخ محمد رازي
2ـ خسروشاهي، هادي، «يادواره‌ي آيت‌الله محمدصادق لواساني»، مجله‌ي تاريخ و فرهنگ معاصر، ش 1، .1370
3 ـ انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك، ج 3، تهران، وزارت اطلاعات، 1377.
4ـ خاطرات 15 خرداد تبريز، قسمت دوم، به كوشش علي باقري، دفتر ادبيات انقلاب اسلامي، تهران، حوزه‌ي هنري سازمان تبليغات اسلامي، 1374.
5 ـ دواني، علي، نهضت روحانيون ايران، ج 3 ـ 6؛ تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، چاپ دوم، 1377.
6ـ خاطرات و مبارزات شهيد صدوقي، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1376.
7ـ خاطرات علي‌اكبر محتشمي، تهران، حوزه‌ي هنري سازمان تبليغات اسلامي، 1376.
8ـ خاطرات 15 خرداد، دفتر سوم، به كوشش علي باقري، دفتر ادبيات انقلاب اسلامي، تهران، حوزه‌ي هنري سازمان تبليغات اسلامي، 1376.
9ـ خاطرات 15 خرداد، دفتر ششم، به كوشش علي باقري، دفتر ادبيات انقلاب اسلامي، تهران، حوزه‌ي هنري سازمان تبليغات اسلامي، 1376.
10ـ صحيفه‌ي امام، ج 1 ـ 3، تهران، موسسه‌ي تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378.
11ـ آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، پرونده‌ي آيت‌الله مصطفي خميني، شماره‌ي‌بازيابي 391، ش. س. وو 139 ـ 140و شماره‌ي بازيابي 392، س. ش. و 10 ـ 11.
12ـ مرادي نيا، محمدجواد، خاطرات آيت‌الله پسنديده، تهران، نشر حديت، چاپ دوم، 1375.
13ـ اسناد انقلاب اسلامي، ج3، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1374.
14ـ روحاني، حميد، نهضت امام خميني، ج 2، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، چاپ دوم، 1376.
14ـ ياران امام به روايت اسناد ساواك، حجت‌الاسلام محمدتقي فلسفي (زبان‌گويايي اسلام)، تهران، وزارت اطلاعات
15، 16ـ ياران امام به روايت اسناد ساواك، آيت‌الله عبدالرحيم رباني شيرازي (روايت پايداري)، تهران، وزارت اطلاعات، 1379.
17ـ خاطرات و مبارزات حجت‌الاسلام فلسفي، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1377، ص
18ـ محضر نور (فهرست ديدارهاي امام خميني)، ج 1 و 2، تهران، مؤسسه‌ي تنظيم و نشر آثار امام خميني، چاپ دوم، 1374.
19ـ فرهنگنامه، رجال روحاني، رحيم نيكبخت، جلد اول، 1389، ص 330 ـ 327.
20ـ امام در آئينه اسناد، ج 1، ص 386.
21ـ رجوع شود به فصلنامه تاريخ و فرهنگ معاصر، شماره 1، ص 270.












مراسم عزاداری در محله ها و قریه های لواسان

مراسم عزاداری در محله ها و قریه های لواسان

یادداشت محرم ( 5 )

خیلی خلاصه
، طی یادداشتهای آتی آورده می شود :



گلندوئک
این محله که در مرکز لواسان قرار دارد، سابق در دو قسمت قلعه بالا و قلعه پایین و خیلی قبل‌تر با محله نجارکلا یکی بوده است. از پامنبری‌های معروف مرحوم شیخ حسین خانبابائی بوده است که تصنیف صلواتش آنقدر طولانی بود که خود یک منبر محسوب می‌شد. میانداران قدیمی‌ گلندوئک حاج علی خانبابائی و حاج علی فتاحی، نوحه‌سرایان فقید آن مرحوم مشهدی علی محمد گلزردی، مرحوم میرزا محمد فتاحی، مرحوم محمد شکری ، مرحوم حاج محمد علی عسلی و مرحوم حاج محمد شکری و علم‌کشان فقیدش مرحوم محمد حسین شکری، مرحوم حاج علی شکری و مرحوم حاج اکبر شکری مرحوم حاج حسین شاهپسند ، مرحوم حاج سعید گلزردی ، مرحوم حاج جاوید گلرزدی بودند.


جائیج
قریه جائیج امروزه قسمتی از شهر لواسان و جزء محله‌های بسیار قدیمی ‌لواسان می‌باشد و مزار و بقعه امامزاده عبدالله در اینجا واقع شده است. هیئت مسجد النبی جائیج روز ششم محرم پذیرای هیئت‌های نجارکلا و گلندوئک است و روز هفتم به محله گلندوک و نجارکلا می‌رود. روز هشتم نیز هیئت شورکاب به جائیج می‌آید و بعدازظهر تاسوعا این هیئت به شورکاب و سپس ترک مزرعه می‌رود. صبح عاشورا هیئت‌های نجارکلا، گلندوئک، شورکاب، ترک مزرعه به جائیج می‌آیند و بعد از ظهر این هیئت به ناران می‌رود و روز یازدهم نیز پذیرای هیئت ناران است. علم‌کش قدیمی آن ‌مرحوم حاج کاظم جمشید گرجی ، مرحوم مجید زینلی ، مرحوم حسن الله داد ، مرحوم تقی طاهری ، مرحوم احسان گرجی ، جناب آقای احتشام گرجی ، جناب آقای محمد فتاحی و مرحوم مسعود فتاحی , نوحه‌سرایان قدیمی‌اش ‌مرحوم حاج حسن فتاحی و مرحوم حاج غلامرضا گرجی بوده‌اند.


نجارکلا
این قریه قدیمی‌ نیز که از دو محله نجارکلای بالا و نجارکلای پایین تشکیل شده است، سابقه طولانی در برپایی مراسم عزای حسینی دارد. اگرچه سابق مراسمی ‌واحد در قریه گلندوئک داشت، ولی بیش از 50 سال است که هیئت و مسجدی جداگانه دارد. مراسم عزای حسینی از شب اول ماه محرم و حرکت هیئت از روز ششم محرم شروع می‌شود. این هیئت ابتدا به قریه گلندوئک می‌رود و سپس به قریه جائیج و فردای آن یعنی روز هفتم پذیرای هیئت جائیج و گلندوک و روز هشتم میزبان هیئت شورکاب است. هیئت بعد از ظهر تاسوعا به محله شورکاب و پس از آن به محله ترک مزرعه می‌رود و روز یازدهم نیز پذیرای دو هیئت ناران و ترک مزرعه است. . علم‌کش آن مرحوم حاج ناصر افراسیابی ، حاج منصور افراسیابی ، حاج جهانبخش مومجی ، حاج فرهاد خاکی ( کردبچه ) حاج مجید اسدیان و میاندارش نیز حاج جهانگیر مومجی می باشند .

حسین فتاحی
شب پنجم محرم
التماس دعا
گلندوئک - کوچه مسجد حدود 60 سال پیش

گلندوئک - کوچه مسجد حدود 60 سال پیش

گلندوئک - کوچه مسجد حدود 60 سال پیش


گلندوئک - کوچه مسجد حدود 60 سال پیش

علی عمران مومجی در عکس دیده میشوند
برای پیوشتن به لواسان قدیم در تلگرام کانال زیر را دنبال کنید
کانال تلگرام لواسان قدیم کلیک کنید
خانه جهان پهلوان تختی در لواسان خیابان خداوردی

خانه جهان پهلوان تختی در لواسان خیابان خداوردی

خانه جهان پهلوان تختی در لواسان خیابان خداوردی



خانه جهان پهلوان تختی در لواسان خیابان خداوردی

لواسان قدیم
از یونس کَندی تا لواسان

از یونس کَندی تا لواسان

از یونس کَندی تا لواسان
نوشته: حسین صداقت


از یونس کَندی تا لواسان
از یونس کَندی تا لواسان
از یونس کَندی تا لواسان

با نگاهی به ترکیب جمعیت ۲۰هزار نفری شهر لواسان درمی‌یابیم که علاوه بر شهروندان اغلب بومی این شهر، اقلیت‌های قومی دیگری هستند که از جای‌جای ایران اسلامی طی سال‌های گذشته در این شهر ساکن شده و لواسان را به عنوان محل زندگی و سکونت خود انتخاب کر‌ده‌اند. از میان این اقلیت‌های قومی، بی‌شک آذری‌های لواسان بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین آنان از لحاظ سابقه سکونت در این شهر هستند. آذری‌های لواسان عمدتاً در محله شورکاب ساکن بوده و بیشتر آنها اهالی یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی به نام «قئیش قورشاق» هستند. تعداد آنها ۱۶۱ خانوار با جمعیتی حدود ۴۲۰ نفر است. از زمان اسکان این گروه قومی از سال‌های گذشته در لواسان تا به امروز؛ پیوند عمیقی بین آنها و اهالی بومی شهر ایجاد شده است. نمود این همبستگی را می‌توان در مناسبات اجتماعی در سطح محلات (و به قولی در غم و شادی‌ها)، همچنین مناسبات خانوادگی ایجادشده مشاهده کرد. در این نوشتار سعی شده مختصری از خاستگاه آذری‌های لواسان و دلیل و چگونگی انتخاب این شهر از سوی آنها برای کار و سکونت سخن رود.
سال ۱۲۹۹ رضاخان با کودتایی بر سر کار آمد. همزمان استعمارگران در سیاست‌های استعماری خود برای رسیدن به اهداف چپاول‌گرایانه تجدیدنظر کردند و بر این اساس، اصلاحات زیرساختی زیادی در کشور انجام شد. تامین امنیت و توسعه ارتباطات از جمله اقدامات انجام‌شده در این سال‌هاست. در این دوران سرمایه‌گذاری‌های قابل ملاحظه‌ای در زمینه ساخت‌وساز و توسعه و مرمت جاده‌های شوسه، آسفالت و خاکی که با طول ۱۳هزار کیلومتر شهرهای عمده و کوچک‌تر را به یکدیگر متصل می‌کرد، صورت گرفت. احداث راه‌آهن جنوب به شمال در دستور کار قرار گرفت و زمینه گسترش ناوگان ریلی بین دیگر شهر‌ها نیز مهیا شد.
در منطقه آذربایجان نیز به دلیل واقع شدن آن در مسیر ارتباطی غرب به شرق کشور و ضرورت انتقال کالا و خدمات از کشورهای غربی از مسیر ترکیه به پایتخت و به تبع آن به دیگر مناطق، توسعه زیرساخت‌های ارتباطی مورد توجه قرار گرفت. در این راستا در دهه ۲۰ هجری شمسی تعریض و احداث جاده ترانزیت تهران- تبریز- بازرگان به طول ۸۹۰ کیلومتر و راه آهن تهران- تبریز شروع شد. جاده‌سازی در منطقه آذربایجان به دلیل کوهستانی بودن آن همواره با مشکلاتی همراه بوده است؛ بخصوص با توجه به تکنولوژی آن زمان که عمده کار‌ها توسط نیروی انسانی انجام می‌پذیرفته و مشقت کار بر دوش هزاران کارگر زحمتکشی بوده که شرکت‌های راهسازی از روستاهای مجاور محل احداث جاده‌ها به صورت فصلی استخدام می‌‌کردند. تعریض، تسطیح و حفر تونل در دل کوهستان‌ها کار بسیار دشواری بوده و یکی از دشوار‌ترین نقاط در احداث این راه، مسیر بین شهرستان میانه تا بستان‌آباد (کیلومتر ۴۷۰ تا ۵۸۱ جاده تهران – تبریز) بوده است. در این منطقه جاده و ریل آهن در امتداد رودخانه قزل‌اوزن با پیچ و خم‌های بسیاری در دل کوهستان امتداد پیدا می‌کند. تونل و پل‌های متعددی در این مسیر ساخته شده است. اینجا در واقع‌‌ همان جایی است که دهقان فداکار کتاب سوم دبستان در سال ۱۳۴۱ در یک شب سرد پاییزی توانست با فداکاری خود جان هزاران مسافر قطار تبریز- تهران را نجات دهد. خطرناک‌ترین جاده ایران، لقبی است که قبل از احداث اتوبان تهران- تبریز به دلیل عرض کم به این جاده داده بودند. حمل و نقل ترانزیت، تعداد زیاد تصادفات و تلفات جاده‌ای دلیل این نام‌گذاری بود.
۶
یکی از روستاهای واقع در این مسیر، روستای «قئیش‌قورشاق» است که اهالی آن در زمان احداث این جاده زحمات زیادی کشیدند. این روستا در کیلومتر ۱۰۰ جاده تبریز- تهران و با فاصله ۳ کیلومتری از جاده اصلی واقع شده و از لحاظ تقسیمات کشوری جزو دهستان عباسی از بخش «تیکمه‌داش» در شهرستان بستان‌آباد آذربایجان شرقی است.
قئیش‌قورشاق روستایی است سرسبز و زیبا با آب‌وهوایی سرد و کوهستانی. در خصوص وجه تسمیه آن، باید گفت در گذشته دور و قبل از اینکه پوشش مردمان محلی به پوشش غربی تغییر پیدا کند، مردان روستا در پوشش خود از نوعی کمربند چرمی و دستار پارچه‌ای زرین برای بستن کمرشان استفاده می‌کرده‌اند. قئیش به معنای کمربند چرمی است و قورشاق نام نوعی دستار پارچه‌ای زرین و از آنجا که مردان روستا از هر دو نوع کمربند برای بستن کمر خود استفاده می‌کردند، روستای فوق به نام روستای قئیش‌قورشاق نامیده شد. طبق آمار سال ۱۳۸۵ جمعیت روستا تعداد ۱۰۰ نفر گزارش شده است، اما امروز ۶۰ نفر در این روستا سکونت دائمی دارند. شغل اهالی روستا کشاورزی و دامداری است و از محصولات آن می‌توان به سیب، گردو، زردآلو، گندم، جو و نخود اشاره کرد. زبان اهالی روستا ترکی با لهجه آذربایجانی است. این روستا زادگاه مادری شاعر نامی ایران، استاد سیدمحمدحسین بهجت ملقب به «شهریار» است. استاد شهریار تا ۱۲سالگی در این روستا در مکتب به تحصیل علم و دانش پرداخت و بعد‌ها خاطرات شیرین کودکی استاد در این روستا بود که الهام‌بخش خلق شاهکار منظومه «حیدر بابایه سلام» استاد شد که تاکنون به ۹۰ درصد زبان‌های دنیا ترجمه شده است. حیدربابا نام کوهی است در جنوب روستا که گهواره خاطرات استاد بوده و شهریار آن را در شعر خود به عنوان کدخدای دائمی دهکده استخدام می‌کند که همیشه مسلط بوده و چون چشم تاریخ، شاهد وقایع و ضبط‌کننده اعمال مردم است و نیز می‌تواند ناله‌های شاعر را در آسمان‌ها منعکس کرده و به گوش همه آفاق برساند. (روستای قییش‌قورشاق و کوهستان حیدربابا –تصویر شماره۱)
زانسوی (قراچمن) دیاری است نزهتگه شاهدان آفاق
آن دامن کوه (شنگل‌آباد) وان جلگه سبز (قییش‌قورشاق)
هذیان دل (دیوان شهریار)
۷
اما چه شد که اهالی روستای قییش‌قورشاق سر از لواسان درآوردند؟
همان‌طور که گفته شد، اهالی این روستا در زمان احداث جاده و خط آهن مجاور روستا به عنوان کارگران فصلی در شرکت‌های راهسازی مشغول به کار بوده‌اند و در حرفه‌هایی چون پل‌سازی، سنگ‌تراشی و دیگر کارهای عمرانی به درجه استادکاری رسیدند و نسلی از روستاییان ایجاد شد که به دلیل داشتن تخصص، حرفه اصلی آنها دیگر کشاورزی و دامداری نبود و همزمان با اصلاحات ارضی در سال ۱۳۴۱ و با فروپاشی نظام تولیدی سنتی روستا، موج مهاجرت روستاییان شروع شد و به تبع آن اهالی روستای قییش‌قورشاق نیز به دیگر نقاط و شهر‌های ایران از جمله تبریز، تهران، بوشهر و… مهاجرت کردند و مشغول کار شدند. حتی عده‌ای از آنها با تاسیس شرکت‌های راهسازی و ساختمانی توانستند پروژه‌های موفقی در اقصی نقاط ایران اجرا کنند. ازجمله حرفه‌هایی که اهالی این روستا و همچنین دیگر اهالی روستاهای آذربایجان با آن به خوبی آشنا هستند، سنگ‌تراشی است که ما امروزه نمونه این هنر مشقت‌بار را در جداره اکثر تونل‌ها و پل‌های جاده‌های کشور می‌بینیم؛ به‌طوری که وقتی احداث تونلی در جاده چالوس به دلیل سختی کوهستان با مشکل روبرو شد، دولت برای ادامه کار از اهالی روستایی در جنوب تبریز به نام کندوان استفاده کرد و پس از اتمام تونل به پاس قدردانی از اهالی روستای فوق تونل به نام «تونل کندوان» نامگذاری شد.
مرحوم یونس انوری قییش‌قورشاق یکی از معماران ماهر و خوشنام، سال ۱۳۴۲ در دربند تجریش مشغول به کار بوده و کارفرمای ایشان آقای دکتر البرز، رئیس وقت جمعیت شیر و خورشید، در آن سال با خرید باغی در خیابان اتحاد در محله شورکاب از وی درخواست می‌کند کار دیوارکشی، محوطه‌سازی و احداث ساختمان را در آن به عهده بگیرد. آقای انوری در سال ۱۳۴۲ وارد لواسان شده و در محله شورکاب در منزل یکی از اهالی به نام رحمت‌الله یونس سینکی ساکن می‌شود.
در آن سال‌ها و پس از احداث سد لتیان و ایجاد شهرداری در شهر لواسان، شهر رو به توسعه داشته و عده‌ای از اهالی متمول تهران شروع به خرید باغات و زمین‌هایی کرده بودند و به تبع آن بازار کار مناسبی جهت ارائه خدمات ساختمانی ایجاد شده بود. بنابراین پروژه‌های متعددی به آقای انوری پیشنهاد می‌شود و ایشان پس از سال‌ها فعالیت در این شهر با دختر یکی از اهالی شورکاب ازدواج کرده و ساکن دائمی شهر لواسان می‌شود. آقای انوری در انجام کارهای خود از دیگر استادکاران فامیل و همشهری‌‌اش استفاده می‌کند و بدین ترتیب زمینه مهاجرت و سکونت دیگر اهالی روستای قییش‌قورشاق به لواسان فراهم می‌آید. در سال‌های بعد و همزمان با جنگ تحمیلی و جیره‌بندی کالا در طرحی به نام «ستاد بسیج اقتصادی»، آقای انوری با تاسیس فروشگاه بزرگی در شورکاب نقش بسزایی در ارائه کالا به شهروندان لواسانی به عهده می‌گیرد. این مهاجرت اگرچه در دید اول شاید با نگاه اقتصادی نگریسته شود، لیکن عواملی چون مهمان‌نوازی اهالی بومی شهر و آب‌وهوای خوب و مناسب (بسیار شبیه به آب‌وهوای روستای زادگاه) نیز بی‌تاثیر نبوده است. جالب است که نقل می‌شود در آن سال‌ها اگر کسی روستا را به قصد عزیمت به لواسان ترک می‌کرد و از او می‌پرسیدند به کجا می‌روی؟ می‌گفت به یونس‌کندی (روستای یونس) می‌روم و تا مدت‌ها عده‌ای از اهالی روستا به جای نام بردن از لواسان از واژه یونس‌کندی استفاده می‌کردند و لواسان به روستای یونس‌کندی معروف بوده است. «کند» واژه‌ای است ترکی به معنی روستا (بیشتر منظور روستای شورکاب بوده که در نگاه عام به کل لواسان اطلاق می‌شده) و منظور از یونس، مرحوم یونس انوری است. (مرحوم یونس انوری قییش‌قورشاق- تصویر بالا)
۸


جمعیت آذری‌های لواسان هم‌اینک ۴۲۰ نفر است و طی سال‌ها سکونت و فعالیت در این شهر، خدمات زیادی در زمینه امور عمرانی انجام داده‌اند و پیوندهای خانوادگی متعددی نیز بین آنها و اهالی بومی ایجاد شده است. همچنین این اقلیت قومی توانستند به خوبی مشارکت بالایی از خود در امور جاری شهر نشان دهند که نمونه آن را می‌توان مشارکت در ساخت مسجد سید‌الشهدای شورکاب و همچنین مشارکت‌های پی در پی در تعیین نمایندگان شورای شهر دانست. نمایندگی مردم شهر لواسان در دوره اول و دوم شورای شهر لواسان توسط آقای موسی کوپال، یکی از آذری‌های شهر لواسان گواه این مدعاست. در دوره عضویت نام‌برده در شورای شهر، خدمات زیادی؛ بخصوص در بخش فرهنگی و ورزشی توسط ایشان ارائه شد. (عزاداری هیات آذری‌های لواسان، محرم سال ۶۳ در محل فعلی پاساژ هدیش-تصویر شماره ۳)
باز باید اشاره کرد موفقیت‌های آذری‌های لواسان یا هر گروه قومی دیگر در این شهر، بی‌شک بدون مهمان‌نوازی اهالی بومی که نشان‌دهنده فرهنگ غنی آنان است، امکان‌پذیر نبوده است. با کمی قدم زدن در محلات این شهر با جوانانی روبرو می‌شویم که نمایانگر بافت چندفرهنگی شهر لواسان هستند. آراز، جوانی با پدر و مادر اصالتاً آذری خود را لواسانی می‌داند و عِرق و غیرت خاصی به این شهر دارد. امیرحسین اگر چه نام فامیلی‌اش حصارشورکابی است، اما ترکی را به خوبی متوجه می‌شود و تعلق خاطر خاصی به آذربایجان، زادگاه مادری‌اش دارد. این است جلوه‌ای از زیبایی‌های تنوع قومی و فرهنگی کشور ما ایران.
پرده برداری از حادثه تاریخی سقوط هواپیما در کوه ورجین لواسان

پرده برداری از حادثه تاریخی سقوط هواپیما در کوه ورجین لواسان

پرده برداری از یک حادثه تاریخی در لواسان


در تاریخ 1 بهمن ماه سال 1358 یک فروند بویینگ 727 ایران ایر که از مشهد به سمت تهران پرواز کرده بود به کوه های لشکرک برخورد کرد و تمام 128 سرنشین آن کشته شدند.
نتیجه تحقیقات هیات بررسی سانحه سقوط هواپیمای بویینگ 727 هما که منجر به کشته شدن 128 مسافر و خدمه آن گردید روز یکشنبه مورخ 5/12/1358 از سوی دکتر چمران وزیر دفاع ملی اعلام شد.

گزارش هیات بررسی سانحه سقوط هواپیمای هما با مقدمه ای از دکتر مصطفی چمران وزیر دفاع ملی و سرپرست هیات بررسی سانحه ، همراه است . در این مقدمه آمده است:

سانحه دردناک هواپیمای 727 در کوههای شمال شرقی تهران در تاریخ 1/11/58 ، بدون شک قلب هموطنان عزیز ما را جریحه دار کرده و اولین فاجعه سنگین تاریخ هواپیمایی ایران بشمار میرود.

شورای انقلاب دستور داد که علل این سانحه بدقت بررسی شود و بخصوص تدابیری برای جلوگیری از سوانح احتمالی آینده پیش بینی گردد.
کمیسیونی از بزرگترین متخصصان کشور از سازمان هواپیمایی کشوری و هما و نیروی هوایی زیر نظر بازرسی وزارت دفاع ملی بوجود آمد ، که بمدت یکماه شب و روز مشغول تحقیق و بررسی اسناد و مدارک سانحه شد و حتی نوارهای مخصوص هواپیما به آلمان و فرانسه ارسال گردید تا نتیجه دقیق آنها بدست آید.
بخصوص حضور نمایندگان خانواده های داغدیده حالتی خاص به فعالیتهای این کمیسیون داده بود و برای اولین بار خود مردم مراقب اعمال و رفتار متخصصان و جریان پیشرفت کار بودند، تا بر همگان معلوم شود که از یک قطره خونی که به نا حق بر زمین ریخته شود نمیتوان گذشت و از حدود عدالت نیز به اندازه یک مو نباید منحرف شد.
انقلاب اسلامی ایران نمیتواند در سرنوشت انسانها بیطرف باشد و از ذره ای ستم بر حق کسی صرفنظر کند و یا حقایق اساسی و ضروری را از مردم پوشیده بدارد.

اینک نتیجه تحقیقات این کمیسیون بدون کم و کاست در اختیار هموطنان عزیز قرار میگیرد.


پرده برداری از حادثه تاریخی سقوط هواپیما در کوه ورجین لواسان
پرده برداری از حادثه تاریخی سقوط هواپیما در کوه ورجین لواسان
پرده برداری از حادثه تاریخی سقوط هواپیما در کوه ورجین لواسان


گزارش هیات بررسی سانحه بویینگ 100-727 هما

زمان و تاریخ وقوع سانحه:
ساعت 19 و 11 دقیقه محلی روز دوشنبه 1/11/58

محل وقوع سانحه:
30 کیلومتری شمال شرق فرودگاه مهرآباد ، ارتفاعات ورجین از کوههای لشکرک

طول و عرض جغرافیایی نقطه برخورد :

2-35-51 شرقی
48-50-35 شمالی

مشخصات هواپیما :

بویینگ 100-727 شرکت هما بعلامت ثبت EP-IRD
شماره ساخت : 19817
تاریخ تحویل به هما : 28/2/1968

شماره پرواز : 291
مبداء : مشهد
مقصد : مهرآّباد تهران
تعداد تلفات مسافر و خدمه : 120 + 8

شرح مختصر سانحه:

هواپیمای بویینگ 727 مدل 100 بعلامت ثبت EP-IRD متعلق بشرکت هواپیمایی ملی ایران در ساعت 17 و 40 دقیقه محلی روز 1/11/58 به خلبانی آقای ادوارد بنت و کمک خلبانی آقای فرزین نیکخو و باتفاق مهندس پرواز مرتضی تبار و یکنفر کارآموز بنام آقای محمد رضا موسوی و 4 نفر مهماندار و 120 مسافر از فرودگاه مشهد بمقصد تهران فرودگاه مهرآباد شروع به پرواز مینماید و در ساعت 18 و 52 دقیقه محلی خلبان ضمن تماس با مرکز کنترل تقرب پرواز برای طرح تقرب ILS 1 مجاز میگردد ولی 19 دقیقه بعد هواپیما حدود 30 کیلومتری شمال شرق فرودگاه مهرآباد در ارتفاع 2651 متری از سطح دریا به کوه برخورد و سپس قطعات آن در محیطی بشعاع یک کیلومتر پراکنده و متلاشی میشود.
در این سانحه 128 سرنشین این هواپیما جان باختند و هواپیما کاملا" متلاشی و قسمتهایی از آن آتش گرفت.

اقدامات انجام شده :

محل وقوع سانحه توسط کمیته مستقر در لشکرک در ساعت 19 و 55 دقیقه به شرکت هواپیمایی ملی ایران و بعد توسط مراقبت پرواز به اطلاع اداره تجسس و نجات و مقامات مسوول هواپیمایی کشوری رسید و افراد ساکن در روستای ترک مزرعه برای نجات جان سرنشینان بمحل رفتند و حفاظت از منطقه به ستاد ژاندارمری تلفنگرام شد.
اجساد سرنشینان توسط تیم امداد نیروی زمینی و ژاندارمری و افراد محلی جمع آوری و صبح روز بعد از سانحه از ساعت 11 تا 16 محلی با هلیکوپتر شنوک نیروی زمینی به بهشت زهرا و 9 جسد به پزشکی قانونی حمل و تحویل داده شده است . توضیح اینکه 2 جسد از 9 جسد روز بعد به پزشک قانونی تحویل شده است.
تیم بررسی سانحه سازمان هواپیمایی کشوری و شرکت هواپیمایی ملی ایران صبح روز 2/11/58 بمحل اعزام و دو دستگاه FDR ( نوار فلزی مشخصات پروازی ) و CVR (نوار مکالمات داخل کابین ) را پیدا کرده و بررسی های اولیه از وضع قطعات در محل سانحه را بعمل آوردند.

بررسی تحقیقات در مورد چگونگی و علل وقوع سانحه توسط شورای انقلاب اسلامی به وزارت دفاع ملی واگذار شد و صبح روزچهارشنبه 3/11/58 نمایندگانی از نیروی هوایی ، شرکت هما ، هواشناسی ، سازمان هواپیمایی کشوری انتخاب و به وزارت دفاع ملی معرفی و اولین جلسه بررسی سانحه با حضور وزیر دفاع ملی در ستاد مشترک تشکیل و دستوراتی برابر صورتجلسه شماره یک صادر گردید.

بعداز ظهر روز 3/11/58 نوار فلزی مشخصات پروازی جعبه سیاه و نوار مکالمات داخل کابین طی صورتجلسه ای در قسمت فنی هواپیمایی ملی ایران باز و بررسی های اولیه بعمل آمد.

در تاریخ 10/11/58 بمنظور بررسی بیشتر نوار مکالمات داخل کابین و جعبه توسط 2 نفر از اعضاء هیئت رسیدگی به سانحه به سازمان هواپیمایی کشوری آلمان فرستاده شد.
هیئت بررسی سانحه به 5 گروه تقسیم گردید که تماممسایل سانحه را زیر پوشش خود قرار داد و این گروه عبارتند از :
الف- گروه بررسی نوارهای بدست آمده
ب- گروه بررسی وسائل زمینی ( سیستمهای ارتباطی)
ج- گروه بررسی فنی هواپیما ( بررسی فرمهای هواپیما و آثار بجای مانده)
ح- گروه نیروی انسانی ( وضع خلبان ، کمک خلبان و کارکنان داخل کابین ، کنترلر مراقبت پرواز و سایر افراد مربوط به این سانحه از نقطه نظر وضع پزشکی ، تجربیات ، سوابق و کارآیی )
خ- گروه هواشناسی

قرار شد این گروهها برابر دستوالعملهای بین المللی بررسی سوانح هوایی ، شروع به تحقیقات و کاوش نمایند.

در تاریخ 21/11/58 آقایانی که به کشور آلمان رفته بودند مراجعت و نتیجه نوار فلزی مشخصات پروازی ( جعبه سیاه ) و نوار مکالمات داخل کابین را به هیات بررسی ارائه نمودند که با همکاری اداره جغرافیایی ارتش مسیر پرواز هواپیما از مشهد تا محل سانحه روی نقشه ترسیم گردید.
بازماندگان قربانیان سانحه از روزیکه تقاضا نمودند در جلسات کمیسیون بررسی سانحه شرکت نمایند بطور مرتب در جلسات شرک کردند و در تهیه این گزارش نیز حضور داشتند.

نتیجه تحقیقات ضمن بررسی

گواهینامه صلاحیت پرواز و رادیویی هواپیما معتبر بوده و کلیه بازدیدهای دوره ای برابر دستور العمل های نگهداری که به تایید سازمان هواپیمایی کشوری رسیده انجام شده بوده است و برابر نوار مکالمات داخل کابین نشانه ای از اینکه هواپیما قبلا" اشکال و کمبودی که مانع از پرواز باشد نداشته است و در مسیر مشهد- تهران دچار نقص فنی نشده است .
سوخت به اندازه کافی در مخازن سوخت هواپیما وجود داشته است. شواهد و مدارک موجود احتمال بروز سانحه بر اثر انفجار بمب یا هر نوع خرابکاری در هواپیما را قویا" نفی مینماید.

وزن هواپیما هنگام وقوع سانحه برابر مدارک موجود 128739 پوند و مرکز ثقل آن در حد مجاز بوده است.
آتش سوزیهای موضعی پس از تصادم هواپیما به کوه مشاهده گردیده است.
خلبان و کمک خلبان و مهندس پرواز هواپیما دارای گواهینامه معتبر مربوطه بوده و اختیارات پرواز با این نوع هواپیما را داشته اند.
برابراظهار نظر پزشکی قانونی و پزشک هوایی بر اساس کالبد شکافی و پرونده های پزشکی و مدارک موجود ، خلبانان سانحه دیده و مهندس پرواز در حین پرواز و زمان سانحه از سلامت جسمی و روحی برخوردار بوده اند . ضمنا" الکل خون هر سه نفر در حد طبیعی بوده و صرف مشروبات الکلی ننموده اند و در آزمایشات سم شناسی امعاء و احشاء آنها هیچگونه سمی دیده نشده است.
برابر گزارشات هواشناسی ، هوای فرودگاه ابری توام با بارندگی و دید متغیر بوده و هوای منطقه ابری توام با بارندگی و برف در ارتفاعات و دید کم و پرواز در شب و در شرایط فرودگاه مهرآباد مغایرت داشته است و طبق اظهار ات خلبانانی که در آن زمان تقرب داشته اند شرایط جوی نا مساعدتر بوده است.

کمک خلبان مرحوم فرزین نیکخو قبلا" درشرکت هواپیمایی ارتاکسی کار میکرده و پرونده خلبانی نامبرده حاکی از 3 سانحه هوایی بوده که پس از هر سانحه آموزش پروازی لازم را دیده و پس از آزمایشات پرواز مجددا" شروع به پرواز نموده است. طبق نظر استاد خلبان وی ، مرحوم نیکخو عجول بوده و در اجرای دستورالعملهای طرح تقرب ILS ضعیف گزارش شده که در آزمایشات بعدی پیشرفت د اشته است.
کنترلر مراقبت پرواز دارنده گواهینامه معتبر و با اختیارات مربوطه بوده و از نظر تکنیکی و تخصص با توجه به گوش کردن نوار مکالمات بین خلبان و کنترلر مراقبت پرواز به این نکات توجه د اشته است.
هیچگونه مسئله ای از سوی مسوول مراقبت پرواز در هدایت و مکالمه با هواپیمای سانحه دیده مشاهده نگردیده است.
اشتباهات مکالماتی که بین کنترلر و انجام شده خلاف قانون بوده ولی یک اشتباه عرفی است که این اشتباهات در اکثر کشورها معمول میباشد.
اشتباه کنترلر در مورد صحبتهایی که با پرواز 291 در 47 ثانیه ای که برای هواپیما حیاتی بوده تعمدی نبوده و بعلت عدم وسایل خودکار و بازبینی و سایل ناوبری زمینی است که متاسفانه این روال بغلط در طول سالهای متمادی مرسوم بوده است و در بروز سانحه احتمالا" موثر بوده است.
نارساییهای سازمان و عدم رضایت از مدیریت که سبب نارضایی کلی در همه سطوح کارمندان مراقبت پرواز گردیده میتواند عامل موثر روحی باشد.
کمبود امکانات فنی مراقبت پرواز ، ضعف سازمان آموزشی مراقبت پرواز از نظر امکانات وسایل آموزشی ، کمبود نیروی انسانی موجود ناشی از عدم تقسیم منطقی فضا که سبب اضافه شدن حجم کار روی کنترلر میگردد.

چون در بر خی از رسانه های گروهی اشاره به تحصن و کم کاری گروه مراقبت پرواز شده لازم به تذکر است که این کم کاری و تحصن در ساعت 10 و 30 دقیقه صبح روز سانحه پایان یافته است . طبق بررسی و شهادت 14 خلبان که از ساعت 12 روز مذکور در فرودگاه مهرآباد تقرب و فرود انجام داده اند رابطه ای با این سانحه نداشته است.
وضع دستگاههای کمک ناوبری زمینی در فرودگاه هنگام وقوع سانحه بشرح زیر بوده است:
دستگاه اصلی تقرب و ف رود ILS با توجه به شرایط پرواز کور در شب کار نمیکرده است.

دستگاه بیکن MM کار نمیکرده است.
زمان بازرسی دستگاه رادار منقضی و غیر قابل استفاده اعلام شده ولی بعلت قطع و وصل برق ، رادار خاموش بوده است.
دستگاه بیکن آلفا آلفا ( AA ) فاقد دقت کافی برای ناوبری بوده است.
وسایل کمک ناوبری این طرح تقرب ( ILS1 ) رادیو بیکن ورامین و VORTAC مهرآباد قابل استفاده بوده است.
توضیح اینکه مسئولیت دستگاههای فوق بعهده اداره الکترونیک سازمان هواپیمایی کشوری بوده و مسئولین جوابگو خواهند بود.
تقرب بوسیله دستگاه ILS در چند سال ا خیر بعلت نداشتن وسیله مخصوص نشان دهنده خرابی دستگاه موسوم به Remote Indicator بطور غیر قانونی که یک تخطی محسوب میشود ، استفاده میشده است.
وسایل ارتباطی زمین به هوا در فرودگاه در شرایط مناسب بوده است.
برق فرودگاه مهرآباد بغیر از ایستگاه VORTAC قطع و پس از چند ثانیه از برق اضطراری فرودگاه استفاده گردیده . ضمنا" برق ایستگاه بیکن AA که خارج از فرودگاه میباشد ( علی آباد ) قطع گردیده و از برق اضطراری ایستگاه استفاده شده است که شرح جزییات آن در پرونده های بررسی موجود است.
روشها و عرفهاییکه در سازمان هواپیمایی کشوری در مورد صدور اطلاعیه های خرابی ( نوتامها) وسائل کمک ناوبری و تقرب صادر و در اختیار کنترلر و خلبانهاگذارده میشود برخوردار از روشی صحیح نیست و دستورالعملها تقریبا" ناقص و غیر کافی است و این نقص متوجه مسولین مربوطه است.
تعمیر و نگهداری وسایل ناوبری در فرودگاهها بصورتی است که بعلت عدم پشتیبانی های لازم در تهیه قطعات یدکی و غیره نمیتواند در اسرع وقت انجام گیرد.
ضمنا" دسترسی به این قطعات جهت تعمیر در طول شب با مشکلاتی که در صورت جلسات ذکر شده مواجه است که بهر حال مسوولین آن جوابگو میباشند.
در سازمان هواپیمایی کشوری بافت تشکیلاتی آن بصورتی است که خود عامل بازدارنده دسترسی به پیشرفت و استفاده ا ز امکانات موجود میباشد. و طبق اظهارات کارکنان این سازمان مقررات و کاغذ بازیهای اداری و سیستم تدارکاتی و مالی آن دارای نارسایی های مشخص بوده که ناشی از عدم مدیریت صحیح میباشد.
فرودگاه مهرآباد از نظر موقعیت جغرافیایی برای تقرب ILS بعلت وجود ارتفاعات در مسیر فرود و بررسی های سازمان های بین المللی که در 3 سال پیش توسط فدراسیون بین المللی اتحادیه خلبانان انجام شده بعنوان یکی از خطرناکترین فرودگاههای دنیا اعلام شده و در لیست سیاه قرار گرفته است.
برابر تجزیه و تحلیل و ترسیم مشخصات نوار فلزی FDR و نوار مکالمات داخل کابین CVR ، خلبان هواپیما دستورالعمل پروازی را جهت تقرب به بیکن ورامین انجام نداده است و در نتیجه مسیر پروازی بجای عبور از روی بیکن ورامین از نقطه ای واقع در شمال شرقی بیکن مذکور عبور نموده این اقدام خلبان یک تخطی از دستورالعملهای پروازی بوده مع الوصف این خلبان پس از اتمام گردش 270 درجه در محل انحرافی سعی نموده است بقیه دستورالعملها را طبق روش مدون انجام دهد.
کلیه وسایل کمک ناوبری فرودگاه مهرآباد بغیر از رادار و ILS باند 29 راست چک پروازی شده بوده و تاریخ آن اعتبارداشته است.
توضیح اینکه طرح تقرب برای باند 29 چپ داده شده.
خلبان سانحه دیده از هواپیمایی ملی اخراج شده بوده که پس از 2 ماه میبایستی کشور را ترک میکرده است.
در ماههای اخیر شرکت هواپیمایی ملی دو حادثه داشته که منجر به خارج شدن از باند فرودگاه خارک شده که این حوادث بیانگر نارسایی های عملیاتی آن شرکت میباشد.
بعلت عدم همکاری بعضی از اعضاء هیئت بررسی که خود در موضع شغلی بوده با منحرف کردن مسیر بررسی سبب شده است که مدت کمیسیون یک ماه بطول انجامد ، عملیات تجسس و نجات طبق دستورالعمل موجود ستاد عملیاتی تشکیل نداده و وظایف مربوطه را پس از وقوع سانحه در زمینه های ارسال آمبولانس و حفاظت از اموال سرنشینان و جمع آوری اجساد و حفظ و حراست از لاشه هواپیما و سایر مسوولیتهای ناشی از این قبیل سوانح را انجام نداده است.
پزشکی قانونی در مورد شناسایی اجساد دقا کافی نداشته بطوریکه تا کنون که یکماه از وقوع سانحه میگذرد 2 جسد پیدا نشده است.

نتیجه گیری علل وقوع سانحه:

کمیسیون بررسی سانحه پس از تحقیقات فوق که بوسیله 5 گروه از تاریخ وقوع سانحه به مدت یک ماه انجام شده علل این وقوع سانحه را بشرح ذیل اعلام میدارد:
1- هواپیما در تقرب به بیکن ورامین روی مسیر مقرر نبوده است.
2- دستور استفاده از طرح تقرب ILS که به پرواز 291 داده شده غیر قانونی بوده است.
3- اجرای طرح تقرب ILS شماره یک بوسیله خلبان بعللی که مشخص نیست انجام نشده است.
4- کمبود وسایل ناوبری بطور کلی و خرابی وسیله ILS از عوامل کمک کننده در سانحه بوده است.
5- هوای منطقه فرودگاه که توسط اداره پیش بینی هوا شناسی رسما" اعلام شده بود با هوای واقعی در ساعات آن شب مغایرت داشته است.
6- روشن بودن رادار تقرب مهرآباد میتوانست عامل بازدارنده سانحه باشد.
7- نارساییها و ضعف مدیریت در هر 2 سازمان ( سازمان هواپیمایی کشوری و شرکت هما ) از عوامل کمک کننده سانحه بوده است.

پیشنهادات :
کمیسیون پیشنهاد مینماید کمیسیون دیگری که احتمالا" برخی از اعضاء این هیئت نیز در آن شرکت خواهند داشت قسمت دوم بررسی را که شامل پیشگیریهای سانحه های احتمالی بعدی است بلافاصله تشکیل و بررسی های مربوطه را انجام دهد.
در خاتمه باطلاع ملت شریف ایران میرساند که نوار فلزی مشخصات پروازی و نوار مکالمات داخلی کابین در هواپیمایی کشوری آلمان مجددا" تجزیه و تحلیل میشود.

همچنین 6 نفر متهمان این سانحه بنا به دستور دادستان کل کشور دستگیر و تحویل زندان قصر شدند. اسامی این افراد بشرح ذیل میباشد:
1- اکبر والی سرپرست سازمان هواپیمایی کشوری
2- عالم زاده مدیر کل عملیاتی هواپیمایی کشوری
3- حیدر زاده کنترلر مهرآباد
4- فردوسی کنترلر مهرآباد
5- نیک بخش مراقبت پرواز مهرآباد
6- جواد تهرانی مسوول مراقبت پرواز مهرآّباد

پرده برداری از حادثه تاریخی سقوط هواپیما در کوه ورجین لواسان
پرده برداری از حادثه تاریخی سقوط هواپیما در کوه ورجین لواسان
پرده برداری از حادثه تاریخی سقوط هواپیما در کوه ورجین لواسان

طبق مشخصات اعلام شده محل سقوط هواپیما اینجا میباشد ولی ارتفاع این نقطه حدود 2000 میباشد که در اطلاعات 2600 بیان شده از این رو از دوستانی که اطلاعی از مکان دقیق سقوط دارند به ما اطلاع رسانی کنند
id مدیر در تلگرام
www.telegram.me/matingoo
مراسم عزاداری محرم 1394 نارون امازاده فضل علی (ع )

مراسم عزاداری محرم 1394 نارون امازاده فضل علی (ع )

مقبره امامزاده فضلعلی (ع) فرزند حضرت امام موسی کاظم (ع) و برادر حضرت امام رضا (ع) واقع در محله ناران شهر لواسان به عنوان یکی از آثار ملی ایران بشمار می آید. همه ساله در ماه سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) هیئات عزاداری از اقسا نقاط شهر لواسان برای عرض تسلیت به آستان مقدس امامزاده فضلعلی(ع) مشرف میشوند.
مراسم عزاداری محرم 1394 نارون امازاده فضل علی (ع )
مراسم عزاداری محرم 1394 نارون امازاده فضل علی (ع )
مراسم عزاداری محرم 1394 نارون امازاده فضل علی (ع )
مراسم عزاداری محرم 1394 نارون امازاده فضل علی (ع )
مراسم عزاداری محرم 1394 نارون امازاده فضل علی (ع )
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان

مراسم عزاداری عاشورا 1392 جائیج لواسان

در شهر لواسان همه ساله رسم است که صبح روز عاشورا و از ساعت 10 صبح دسته های سینه زنی و زنجیرزنی محلات مختلف لواسان شامل محله شورکاب، گلندوک، نجارکلا، شهرک فجر برای عرض ارادت و تعزیت به امامزاده عبدالله جائیج می آیند. این مراسم باشکوه تا نزدیک اذان ظهر ادامه دارد و پس از آن عزاداران به مساجد خود بازگشت و پس از اقامه فریضه نماز ظهر و عصر و به یاد نماز ظهر عاشورای سرور و سالار شهیدان در مساجد خود به عزاداری پرداخته و سپس بر سر سفره کریمانه اهل بیت مطنعم می شوند.
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
مراسم عزاداری عاشورا  1392 جائیج لواسان
عکس های لواسان در سال 1305 تا 1307

عکس های لواسان در سال 1305 تا 1307

در ابتدا تشکر میکنیم از خانم شیما علیزاده بابت ارسال عکسها
استفاده از این عکسها با کپی رایت سایت لواسان هیچ مشکلی ندارد

عکس های لواسان در سال 1305 تا 1307
جاده‌ی تهران آما (کوچ‌نشینان دره‌ی لار ۱۳۰۷)


عکس های لواسان در سال 1305 تا 1307
چارواداران ۱۳۰۵ تا ۱۳۰۸



عکس های لواسان در سال 1305 تا 1307
دختر کوچ‌نشین دره‌ی لار



عکس های لواسان در سال 1305 تا 1307
در راه گلندوک ۱۳۰۵ تا ۱۳۰۸



عکس های لواسان در سال 1305 تا 1307
درویش نزدیک لشکرک ۱۳۰۵ تا ۱۳۰۸




عکس های لواسان در سال 1305 تا 1307

روستائیان در امامه ۱۳۰۷
vote-iconنظرسنجی
ایا با دریافت هزینه و ساخت پارک در ابتدای رودخانه موافقید

تبلیغات


مجموع آنلاین ها : 7
0   1   6
لواسان قدیم
 Был здесь в: 14:40:37', this, event, '180px');">crawl Bot